بهترین نمایش وبلاگ در مرورگر گوگل كروم اخبار وبلاگ: صفحات جانبی "درباره من" و "فعالیت‌های من" طراحی و آماده شدند برای حمایت از این وبلاگ بر روی بنر مسابقه وبلاگ‌ها در كنار صفحه كلیك كنید و رای دهید دست نوشته های جوینده - مطالب ابر موفقیت *********** ***********























دست نوشته های جوینده

بهترین تلاش برای بهترین بودن

سلام دوستان
در طول تمام ترمی كه گذشت، "آنچه گذشت" نوشتم و برنامه‌ریزی كردم. سعی كردم خوب برنامه بچینم و به بهترین شكل عملی بكنم برنامه‌هام رو.
سبك‌های مختلف برنامه‌ریزی، از روزانه و هفتگی گرفته تا ماهانه و پولی و آزاد، كه همه و همه فقط برای این بود كه بتونم برنامه بهتری برای پیشرفتم توی تمام زمینه‌هایی كه مد نظرم بود داشته باشم.
برنامه‌هایی كه اكثرا با یك ادعا شروع میشد و قاعدتا باید با یك عمل مناسب و خوب تموم میشد. كه خب در خیلی موارد اینطوری بود و در بعضی موارد هم نه متاسفانه.
قرار نیست این ارسالم خیلی طول بكشه و احیانا یك طومار بلند بالا از فواید آنچه گذشت‌ها بنویسم. فقط چند تا حرف از طرف خودم می‌زنم، اول، و یك توصیه خیلی ساده هم می‌كنم به تمام دوستان، آخر!

اول، چند تا حرف از خودم!
هیچ چیز، هیچ چیز، هیچ چیز نمیتونه به اندازه یك برنامه كاری كه روی كاغذ آورده شده یا اینكه به هر شكلی در موردش فكر كردید و جایی ثبتش كردید، توی پیشبرد موفق كارهای شما كمكتون كنه.
نوشتن مداوم برنامه‌ها و امتحان كردن سبك‌های مختلفش، بعد از مدتی باعث میشه در این كار مهارت پیدا كنید و در كمترین زمان، بیشترین كار رو انجام بدید. كارهای مختلف و تجارب مختلف رو امتحان كنید و نهایتا زمانی متوجه بشید كه در طول یك روز كارهای بسیار زیادی رو مدیریت، نظارت یا اجرا می‌كنید، كه از عهده كمتر كسی ساخته هست.
برنامه‌ریزی نوعی مدیریت زندگی فردی هست، پس مطمئنا با برنامه ریزی و آنچه گذشت‌ها، توانایی مدیریتی شما افزایش پیدا می‌كنه.
این ادعاهایی كه خصوصا در یك وبلاگ می‌كنید، باعث میشه خیلی ساده اگر انجامش ندید، رسما ضایع بشید و كم جلوه داده بشید در نظر دیگران. برای همین معمولا برنامه‌هایی كه در اینجور جاها می‌چینید انجام میشن یا به عبارتی مجبور هستید انجامش بدید.
متن‌هایی كه تحت عنوان آنچه گذشت نوشته میشه خودشون میتونن منبعی از خاطرات شما و محلی برای ثبت تمام اتفاقات، رویدادها و خاطراتی باشه كه ممكنه بعدا فراموشش كنید. با بازگشت به این دست نوشته‌های آنچه گذشتی، می‌تونید به خیلی از افكار، نگرش‌ها، باورها، مشغله‌های ذهنی و خاطراتی كه در گذشته داشتید، از نمایی دور نگاه كنید و با توجه به آگاهی جدیدی كه نسبت به اون زمان پیدا كردید، نسبت به اونچه كه انجام دادید، فكر می‌كردید، احساس می‌كردید یا باور داشتید، برداشت جدیدی داشته باشید و قضاوت تازه‌ای نسبت به اونچه قبلا داشتید، داشته باشید. (1)
خیلی مهمه كه به اونچه كه در آنچه گذشت‌ها میاد عمل كنید.(2) در این بین ممكنه كمی اذیت بشید و دلتون نخواد یك سری كارها رو انجام بدید. اما این برنامه شماست. قرار نیست همش آسون باشه. مثلا همین الان من اصلا حال و حوصله نوشتن همین متن رو نداشتم، اما چون می‌دونستم جزء برنامه‌هام هست ناچارا انجامش دادم.


آخر، یك توصیه خیلی ساده!
آنچه گذشت‌ها رو در قالب یك وبلاگ شخصی امتحانش كنید.
به شدت توصیه می‌كنم.
همین.





شب خوش.
جوینده.
یا حق.

پی نوشت:
1. خیلی عبارت و جمله سختی شد! خیلی!!!
2. خیلی سر این قضیه حساس باشید. بدترین اتفاق میتونه این باشه كه انجام ندادن برنامه‌هایی كه می‌چینید براتون عادی بشه.

آخر نوشت:

نوشته شده در دوشنبه 18 بهمن 1389 ساعت 11:37 ب.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

اون واقعا یك انسان فوق‌العاده بود. همه آرزو داشتند مثل اون باشند. هیبتِ چهرش و قامت بلندش هر كسی رو مجذوب خودش می‌كرد و هوش سرشارش همه رو در هر زمینه‌ای مغلوب می‌كرد. اون همیشه بهترین تصمیم‌ها رو میگرفت و اشتباهاتش نزدیك به صفر بود. استعداد ذاتی اون در كنترل عناصر چهارگانه ... .

اه. بسه دیگه! هرچی هیچی نمیگم، پرروتر میشه و همینجور ادامه میده. ما رو ... فرض كرده!!! 
چیزی بهشون نگی ادعای ... هم میكنن! متنفرم از این داستانای آبكی و اغراق‌آمیز و این شخصیت‌های شبه‌پیغمبر! جومونگ هم بعضی جاهای زندگیش، به معنای واقعی گند میزنه.


من عاشق شخصیت‌های دست‌یافتنی هستم. الگوهای من آدم‌های واقعی هستن. به شبه پیغمبرها كاری ندارم! اگر هم بر فرض باشه، كار من نیست. الگوی من باید معقول و دست‌یافتنی باشه. باید طوری باشه كه وقتی زوایای زندگیش رو بررسی كردم، امیدی به رسیدن بهش داشته باشم. بدونم كه اگر مرد میدون باشم، میشه بهش رسید. نه اینكه نا امید بشم و برم تو تخیلات.
یكی كه موفقیت‌های زیادی داشته باشه، اما بعضی جاها گند زده باشه، بعضی جاها مثل احمق‌ها رفتار كرده باشه، بعضی جاها اصلا استعداد كار كردن نداشته، بعضی جاها كودن به نظر رسیده باشه، بعضی جاها موفق نشده، بعضی جاها بد آورده و ...! ترجیحا اگر یكی دو تا مشكل مادرزادی هم داشته باشه كه دیگه از همه بهتر!!! اینطوریش خوبه. 
من به این نوع الگوها، میگم الگو‌های خوشمزه!
یك سری آدم‌های عادی كه با تمام محدودیت‌هایی كه داشتن، به واسطه تلاش و پرورش نقاط قوتشون و بهبود نقاط ضعفشون، آدم‌های موفقی بودند. این افراد به هیچ‌وجه خاص نیستند!



الگوهای خوشمزه زیادن، اما خوشمزه‌ترین الگوی من كسی نیست جز، آلبرت اینشتین بزرگ.
موفقیت‌های اینشتین كه گوش فلك رو كَر كرده و نیازی به گفتن نداره. پس میریم سراغ قسمتی كه من دوسش دارم و نقاط تاریك و بعضا زشتی كه توی زندگی آلبرت هست. نقاط و بخش‌هایی از زندگیش كه باعث شده با در نظر گرفتن موفقیت‌هاش و جمع ماحصل بودنش در این دنیا، تبدیل به خوشمزه‌ترین الگوی من بشه. ببینید:
  • یكی از مشهورترین جنبه‌های كودكی اینشتین این است كه او خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت كردن را آغاز كرد. طبق ادعای خود اینشتین او تا سه سالگی صحبت كردن را آغاز نكرده بود و بعد از آن هم حتی تا سن نه سالگی به سختی صحبت می‌كرد.
  • برخی همچون خدمه منزل اینشتین، او را كند ذهن می‌دانستند.
  • آلبرت برای تمام كردن درسهایش، در مدرسه شبانه‌روزی مونیخ ماند و پس از آنكه تنها توانست یك ترم را تمام كند در بهار سال 1895 دبیرستان را رها كرد.
  • یك سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد كردن مسئولین مدرسه به اینكه به واسطه یك گواهی پزشكی به او مرخصی بدهند مدرسه را ترك كرد و این بدان معنا بود كه انیشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه كسب نكرد.
  • در آزمون ورودی موسسه فدرال پلی‌تكنیك زوریخ (كه امروزه به ETH زوریخ شهرت دارد) اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد.
  • نامه‌هایی كه اینشتین به خویشاوندان خود نوشته و در دانشگاه عبری بیت‌المقدس نگهداری می‌شود، مشخص می‌كند كه انیشتین معشوقه‌های بسیاری داشته، كه با دو تن از آنان ازدواج كرده است. (1)
  • اینشتین در نامه‌هایش به همسر دومش السا و دختر وی مارگوت ادعا می‌كند كه زنان توجه بسیاری به وی می‌كنند.
  • یكی از معشوقه‌های او كه یك برلینی سرشناس به نام اتل میچانوسكی است، بیان داشته كه اینشتین وی را تا انگلیس تعقیب كرده و این كار او غیرقابل تحمل بوده است.
  • بیماری اسكیزوفرنی ادوارد پسر اینشتین به شدت وی را آزار می‌داد و او بارها گفته بود بهتر بود ادوارد هیچگاه به دنیا نمی‌آمد.
  • حافظه اینشتین در به یادآوری چیزهای معمولی ضعیف بوده است. او یكی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود.
  • اینشتین چندان به سر و وضع ظاهری خود اهمیت نمی‌داد و حتی از پوشیدن جوراب متنفر بود.
  • اینشتین قبل از ازدواج یك فرزند نامشروع داشت! در سال 1980 از طریق نامه‌های خصوصی اینشتین یكی دیگر از رازهای این نابغه بر ملا شد. او یك دختر از رابطه‌ای نامشروع با شاگرد سابق خود Mileva Marić داشت. كسی كه بعدا با او ازدواج كرد. در سال 1920 یك سال قبل از ازدواج آنها نام كودك را Lieserl نهادند. كودكی كه اینشتین هرگز او را ندید و از سرنوشت او هیچ خبری در دست نیست.
  • روابط اینشتین با پسر بزرگش هاتس، بسیار نامناسب بوده است و اختلافات زیادی با یكدیگر داشته‌اند.
باقی اینها بمونه.
دیگه بیشتر از این حرفی نمی‌زنم. شما رو با تفكرات خودتون تنها میذارم و نتیجه‌گیری رو به خودتون واگذار می‌كنم.




منابع:
  1. وب‌گاه ویكی‌پدیا wikipedia
  2. وب‌گاه دانشگاه علوم پزشكی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی http://www.sbmu.ac.ir
  3. وب‌گاه حضرت والا، مامبو جامبو http://mumbojumbo.ir




پیروز و سربلند.
جوینده.
یا حق.

پ.ن:
1. یادآوری می‌كنم كه همچین مسئله‌ای در عرف جامعه ما، اگر به باطل شدن شناسنامه فرد منتهی نشه، حداقل با مختل كردن كل زندگی، مجال موفقیت و موفق بودن رو از فرد میگیره!

نوشته شده در یکشنبه 3 بهمن 1389 ساعت 01:10 ب.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام مجدد دوستان
با تاخیر رسیدم خدمتتون. هفته پیش هفته خیلی خوبی بود. اگرچه پرفشار و سخت، ولی پرثمره و موفقیت‌آمیز بود. باز همون لیست كارها رو ردیف می‌كنم اینجا و میگم كه كدوماش انجام شد در هفته پیش:
  • دانشگاهی و درسی
  1. كنفرانس درس روان‌سنجی و كارهای متفرقه (قرار نبود انجام بشه)
  2. كنفرانس در س روان‌شناسی احساس و ادراك (قرار نبود انجام بشه)
  3. كنفرانس درس آسیب‌شناسی اجتماعی (یكشنبه صبح انجام شد) 
  4. كنفرانس درس روش تحقیق (قرار نبود انجام بشه)
  5. پروپوزال تحقیقی (1) (هنوز وضعیتش مشخص نیست)
  6. امتحان میان‌ترم روش تحقیق (2) (سه‌شنبه بعدازظهر انجام شد) 
  7. امتحان میان‌ترم روان‌شناسی رشد (2) (3) (شنبه بعدازظهر انجام شد) 
  8. كلاس‌های تمرینی شبانه (وقت نشد!)
  9. امتحان پایان‌ترم زبان (پنجشنبه بعدازظهر انجام شد) 
  10. ترجمه كتاب زبان (انجام شد، اما تحویل دادنش لغو شد) 
  11. مصاحبه زبان (4) (دوشنبه بعدازظهر انجام شد) 
  • نجومی
  1. باشگاه ماهانه آذرماه (لغو شد و  هنوز معلوم نیست چه روزی بذاریمش)
  2. كارهای فروم انجمن (افتتاح، تبلیغات و عضوگیری و ...) (در حال پیگیری هست) 
  • وبلاگ
  1. ادامه سلسله مطالب "آنچه گذشت‌ها" (در حال پیگیری هست) 
  2. ادامه سلسله مطالب "مجموعه سوالات نجوم آماتوری" (در حال پیگیری هست) 
  • فراروانشناسی (اگر وقت شد!)
  1. ترجمه مطالب فراروانشناسی (اصلا وقتش رو نداشتم)

خب خیلی خوب بود حقیقتا. دارم به جایی می‌رسم كه كارم، تفریحم باشه.
با توجه به اونچه گفته شد، از لیست بالا فقط اینا باقی موند و سعی می‌كنم در نیم‌هفته‌ای كه باقی مونده اونهایی رو كه علامت زدم رو انجام بدم:
  • دانشگاهی و درسی
  1. كنفرانس درس روان‌سنجی و كارهای متفرقه (سه‌شنبه هفته دیگه انجام میشه)
  2. كنفرانس در س روان‌شناسی احساس و ادراك (بررسی میشه و در صورت امكان گذاشته میشه. اما بعید هست وقت بشه) 
  3. كنفرانس درس روش تحقیق (بررسی میشه و در صورت امكان گذاشته میشه) 
  4. پروپوزال تحقیقی (1) (هنوز وضعیتش مشخص نیست)
  5. كلاس‌های تمرینی شبانه (سعی می‌كنیم انجامش بدیم) 
  • نجومی
  1. باشگاه ماهانه آذرماه (لغو شد و  هنوز معلوم نیست چه روزی بذاریمش)
  2. كارهای فروم انجمن (افتتاح، تبلیغات و عضوگیری و ...) (در حال پیگیری هست) 
  • وبلاگ
  1. ادامه سلسله مطالب "آنچه گذشت‌ها" (در حال پیگیری هست) 
  2. ادامه سلسله مطالب "مجموعه سوالات نجوم آماتوری" (در حال پیگیری هست) 
  • فراروانشناسی (اگر وقت شد!)
  1. ترجمه مطالب فراروانشناسی (اگر وقت شد)

امیدوارم همه چیز به بهترین شكل پیش بره.
در انتها از همه شما عزیزان می‌خوام تو این شب‌های عزیز، اگر تغییر غریبی در احوالاتتون احساس كردید یا اگر در برابر عظمت شور حسینی و حسینی‌ها سر خضوع و خشوع خم كردید، بدونید كه در لحظه خاص و پرباری هستد. بنده رو هم در این لحظه فراموش نكنید.
التماس دعا.

شور حسینی

حسین (ع) تفكرات، فلسفه و عقاید بزرگ و وسیعی داشت. افسوس كه به جای تفكراتش، زخم‌های تنش رو نشونمون دادند. افسوس كه با بچه‌بازی‌های یك مشت جاهل از قافله عشق جا موندیم.






آسمون دلتون روشن به نور معرفت حسین (ع).
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در سه شنبه 23 آذر 1389 ساعت 05:55 ب.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام مجدد دوستان
وقت و روزگار بر همتون خوش و خرم.
امیدوارم كه در كمال سعادت و سلامتی روزگار میگذرونده (لغت جدید) باشید و امیدوار و سربلند به سمت موفقیت و رشد و پیشرفت حركت می‌كردیده (لغت جدید 2) باشید.

در حال گذروندن هفته سخت، پر فشار و پر تنشی هستم كه تا حالا مثالش رو تجربه نكردم. یكی از پر مشغله‌ترین هفته‌های عمرم كه حتی یك لحظه هم فرصت سر خاروندن ندارم. 
در هفته‌ای كه گذشت همونطور كه تو پست‌های قبلی خوندید تونستم دو مرحله از جشنواره برترین وبگاه‌های نجومی رو رد كنم.
قرار بر این بود كه در ایتدای هر هفته یك آنچه گذشت بذارم و بگم كه بر طبق برنامه‌ریزی ابتدای ماه و اهدافی كه در اونجا داشتم، چه كارهایی رو قرار هست انجام بدم. تاخیر در گذاشتن این برنامه هفتگی نه از سر غفلت كه به دلیل مشغله زیاد بود. عذرخواهم.
حالا دوباره اون اهداف رو میذارم و مشخص می‌كنم كدوماشون قرار هست انجام بشه:
  • دانشگاهی و درسی
  1. كنفرانس درس روان‌سنجی و كارهای متفرقه (قرار نیست انجام بشه)
  2. كنفرانس در س روان‌شناسی احساس و ادراك (قرار نیست انجام بشه)
  3. كنفرانس درس آسیب‌شناسی اجتماعی (یكشنبه صبح انجام شد) 
  4. كنفرانس درس روش تحقیق (هفته آینده)
  5. پروپوزال تحقیقی (1) (وضعیتش مشخص نیست)
  6. امتحان میان‌ترم روش تحقیق (2) (سه‌شنبه بعدازظهر دارمش) 
  7. امتحان میان‌ترم روان‌شناسی رشد (2) (3) (شنبه بعدازظهر دادمش) 
  8. كلاس‌های تمرینی شبانه (در حال پیگیری است) 
  9. امتحان پایان‌ترم زبان (پنجشنبه بعدازظهر دارمش) 
  10. ترجمه كتاب زبان (چهارشنبه بعدازظهر تحویل داده میشه) 
  11. مصاحبه زبان (4) (امروز بعدازظهر دارمش) 
  • نجومی
  1. باشگاه ماهانه آذرماه (آخر این هفته انجام میشه) 
  2. كارهای فروم انجمن (افتتاح، تبلیغات و عضوگیری و ...) (در حال پیگیری هست) 
  • وبلاگ
  1. ادامه سلسله مطالب "آنچه گذشت‌ها" (در حال پیگیری هست) 
  2. ادامه سلسله مطالب "مجموعه سوالات نجوم آماتوری" (در حال پیگیری هست) 
  • فراروانشناسی (اگر وقت شد!)
  1. ترجمه مطالب فراروانشناسی (اصلا وقتش رو ندارم)

امیدوارم كه همه كارهای مشخص شده با  انجام بشه (البته بعضی‌هاشون انجام شده).






كوشا، پر تلاش و سرزنده باشید.
جوینده.
یا حق.

پ.ن:
1. در طول برنامه اضافه شد.
2. در طول برنامه اضافه شد.
3. در طول برنامه اضافه شد.
4. در طول برنامه اضافه شد.

نوشته شده در دوشنبه 15 آذر 1389 ساعت 12:14 ب.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام دوستان
كلا میخوام یك كاری بكنم هر وقت اومدین این وبلاگ از خودتون شرمنده بشید! (1)
یك طرح جدید در وبلاگ رو شروع می‌كنیم. سلسله مطالبی تحت عنوان "تو چیكاری كردی؟"!!!


در این طرح قراره به دست‌آوردهای بقیه بپردازیم و بگیم چیكار كردند. و همیشه در آخر هر كدوم از این سلسله مطالب این سوال رو بپرسیم كه ... "تو چیكار كردی؟"!!!
به این شكل می‌خوایم تلنگری بزنیم به خواننده‌های وبلاگ تا (مثل خودم) از خواب خرگوشی دربیان. و اگر دیدن جوابی برای این سوال "تو چیكار كردی؟" ندارن، حتما به فكر جور كردن یك جواب باشن. جوابی كه دنبالش رفتن، باعث پیشرفت و ترقی میشه مطمئنا.


این بررسی كار افراد موفق دو جنبه ممكنه داشته باشه. میتونه فردی باشه و به بررسی سیر كارها و در نهایت موفقیت یك فرد (كه ارزش بررسی رو داشته باشه) بپردازیم، و میتونه جمعی باشه و بگیم توی مثلا روزی كه گذشت، مختصرا فلانی این كار رو كرد و فلانی این كار رو كرد و فلانی ... حالا تو چیكار كردی؟!!! پاشو خودت رو جمع كن!!!!!

  • اگر عنوان مناسب‌تری برای این سلسله مطالب داشتید، لطفا در بخش نظرات بگید. خوشحال میشم ایده‌هاتون رو بدونم. بنا به همون تكه كلام همیشگی ... كمی خلاقیت لطفا!!! (2)
  • دوستانی كه فكر می‌كنند كار مهمی توی زندگیشون كردن، می‌تونن مختصر یا كامل (میل خودشونه) شرح این موفقیت یا فعالیت مهمشون رو بنویسن تا به نام خودشون (مستعار یا واقعی) در وبلاگ چاپ كنیم.
  • لطفا پاسخ هر سری از این مقالات رو بدین و بگین كه كاری كردید در مدتی كه گذشت، یا نه؟! من منتظر جواب‌هاتون هستم.








امیدوارم كه از این طرح خوشتون بیاد.
روز خوش.
جوینده.
یا حق.


پ.ن:
1. البته این شرمندگی خیلی براتون خوبه و امیدوارم باعث پیشرفت بشه. بهتره از همین اول بدونید من از همتون شرمنده‌ترم، بس كه كم‌كارم!
2. این تكه كلام رو از یكی از دستان خوش ذوق و خوش قلم در "انجمن گفتگوی خورشید خاوری" به نام "كاوه" وام گرفتم. متنها و دست‌نوشته‌هاش فوق العادست و من شیفتشون هستم (البته با شفته اشتباهی نگیرید. با هم فرق دارن این دو تا!!!).
3. این پانوشت خیلی زیاد شد (حرف اضافی)!

نوشته شده در یکشنبه 28 شهریور 1389 ساعت 02:04 ب.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام

یادمه خیلی وقت پیش یك مقاله در زمینه "روانشناسی موفقیت" نوشتم. اون زمان می‌خواستم بفرستمش به "مجله موفقیت" تا اگر شد و خوب بود چاپش كنن. اما خب تنبلی و یك سری مسائل دیگه باعث شد كه این كار رو نكنم.

حالا میذارمش اینجا و از شما می‌خوام نظر بدید كه خوب بوده؟ و ارزش چاپ داشته؟

البته یك سری تغییرات و اصلاحات كوچیكی توش دادم و لحن متنش رو خودمونی‌تر كردم. اونطور كه الان دوست دارم بنویسم. راحت و خودمونی.



با چه زاویه‌ای به زندگیت نگاه می‌كنی؟ حاد یا منفرجه؟

 

از اوج بنگریم

...

دنیا رو چطور می‌بینی؟ از چه زاویه‌ای بهش نگاه می‌كنی؟

اكثر آدمها دنیا رو از جایی، روی زمین می‌بینند! از كف پاهاشون!! درست روی خاك!!! دید اكثر آدمها در سطح خیلی پایینیه. اكثر آدمها با اینكه چشماشون بالاتر از زمین، در كاسه سرشون هست، اما زاویه دیدشون به دنیا خیلی محدوده و از پایینترین مكان ممكن به دنیا نگاه می‌كنن. این آدمها، آدمهایی با زاویه دید حاد هستن.

این آدمها از اون پایین دنیا رو نگاه می‌كنن. این آدمها وقتی به دنیای اطرافشون نگاه می‌كنن، خط دیدشون به زمین وصل میشه. هر چه این خط دید زودتر به زمین وصل بشه، زاویه دید محدودتری دارن.

تو، نباید اینطور باشی. با این زاویه دید همه از تو بزرگترن. همه بالادست تو قرار دارن.

وقتی همه رو از خودت بزرگتر ببینی ناخودآگاه احساس حقارت می‌كنی. احساس ضعف می‌كنی. احساس كوچیك بودن. احساس ... .

سعی كن زاویه دیدت رو تغییر بدی. سعی كن از 4 3 متر بالای سرت به دنیا نگاه كنی. از اون بالا انبوه انسان‌هایی رو می‌بینی كه از روی زمین به دنیا نگاه می‌كنند. كه دنیا رو به سخت‌ترین شكل ممكن می‌بینند. از اون بالا محدوده دیدت گسترش پیدا می‌كنه و تسلطت بر همه چیز افزایش پیدا می‌كنه. این بالا خبری از افكار منفی، احساس حقارت، احساس كوچیكی، احساس ضعف و هیچ احساس منفی دیگری نیست. خبری از اضطراب نیست. حالا تو نسبت به اكثریت جامعه برتری داری. حالا تو دارای بینشی هستی كه دیگران از آن خبری ندارند و با این بینش به راحتی دید مناسب‌تری به دنیا پیدا كردی. حالا تو به گروه جدیدی از انسانها تعلق داری. انسانهایی با زاویه دید منفرجه.

 

همین حالا این كار رو انجام بده. سعی كن آگاهیت رو به خارج از بدنت بفرستی. تصور كن كه از بیرون بدنت، جایی بالای سرت داری به دنیا، به خودت، به اطراف و به اطرافیانت نگاه می‌كنی. خودت رو ببین كه پشت كامپیوتر و یا روزنامه به دست و یا ... در حالی كه اخم كرده‌ای، داری این مقاله ر می‌خونی. از خودت نمی‌پرسی چرا اخم كردی؟! چرا ناراحتی؟! در حالی كه چیزی برای ناراحتی وجود نداره! من بهت میگم. علت ناراحتی تو اینه كه تا چند لحظه پیش دنیا را از كف زمین می‌دیدی. از جایی كه دنیا خیلی سخت دیده میشه و تو از همه كوچكتر هستی. و در نتیجه تو احساس ضعف، حقارت، كوچیكی و ... می‌كنی. و خب طبیعیه كه ناراحت باشی و اخم بكنی. همین حالا نگاهت را از روی این مقاله بردار و به دنیای اطرافت نگاه كن. به روبرو نگاه كن. خط دیدت باید مستقیم مقابل چشمهات، به آخرین مانعی كه در مسیر دیدت قرار داره برخورد كنه. این به این معنا نیست كه تو به آخرین چیزی كه توی افق دیدت هست نگاه كنی و در نتیجه اگر یك چاله جلوی پات بود، متوجه نشی. این به این معناست كه تو به روبروی خودت توجه داشته باشی. فقط توجه. فقط آگاهی.

این حداقل گستردگی دید توست. بعد از مدتی كه به این دید عادت كردی و تونستی همیشه و در همه حالات روحی ازش استفاده كنی، در غم و شادی، در افسردگی و ناراحتی ها و لحظه‌های ناخوشایند زندگی، میتونی باز هم زاویه دیدت را متوجه بالاتر بكنی. یعنی به جایی بالاتر از مسیر مستقیم دیدت، در انتهای افق دیدت توجه كنی. و بعد كه به این دید عادت كردی، باز هم بالاتر. تا اینكه به وضع مطلوب برسی و احساس كنی كه واقعا داری از ارتفاع سه_ چهار متری بالای سرت به دنیا نگاه می‌كنی و تو از اون بالا به دنیا تسلط داری.

اگر تا حالا داشتی این مقاله را می‌خوندی، همین حالا شروع كن. هنوز دیر نشده. همین حالا این كار رو انجام بده. سعی كن آگاهیت رو ... .

 

ویژگی‌های "زاویه حادی‌ها"

بارزترین ویژگی این افراد این است كه غالبا به سمت پایین و به پاهاشون نگاه می‌كنن. یا اینكه با یكی از اعضای بدنشن و یا یك وسیله كه به دست گرفتن، بازی می‌كنن. اونها اصلا متوجه اطرافشون و دنیای در حال گذر، اتفاقات پند آموز و جهان پویا نیستن. اونها در دنیای كوچیك خودشون اسیر هستن.

این افراد معمولا انسان‌های قانعی هستن و با كمبودها كنار میان (البته در این جا قانع بودن به مفهومی خاص و از جنبه منفیش مد نظره). اونها هیچ هدف بسیار بزرگی برای زندگیشون ندارن و غالبا در سطح نرمال و مطلوبی از زندگی و یا حتی ضعیف قرار دارن. البته در بین این انسان‌ها هم افراد موفق پیدا میشه، اما نه افراد خیلی موفق.

 

ویژگی "زاویه منفرجه‌ای‌ها"

این افراد معمولا آدمهای كنجكاوی هستن. معمولا سرشون رو بالا نگه میدارن و محیط اطرافشون رو مورد بررسی قرار میدن و به همه چیز توجه دارند. اونها غالبا در بین هم‌سالان خودشان از جهتی خاص بسیار متمایز، متفاوت و موفق هستن. اهداف بزرگی در سر دارن و بلند پروازن.

 

از اوج بنگریم

از اوج بنگریم و ببینیم

كه در این فضای لایتناهی

از ذره كمترانیم

از اوج بنگریم

تا روح خویش را گسترش دهیم

تا اعتماد را

مهمان لوح صاف وجودمان كنیم

تا ذره بودن دنیای زیر پا

نابود و نیست شود

تا ... (1)

 

 

 

                          فراموش نكن كه برتری در جنگ‌ها همیشه از آن لشكری است كه در ارتفاع بالاتری قرار دارد.

 

 نوشته:

محسن الهامیان (جوینده)




موفق باشید.

جوینده.

یا حق.


پ.ن:

1. شعر از فریدون مشیری، با اندكی تغییر

نوشته شده در جمعه 19 شهریور 1389 ساعت 10:57 ب.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت
********************
********************