معرفی سایت

دست نوشتههای جوینده!
هر چیزی كه لازم باشه در مورد من یا وبلاگ گفته بشه، در بخش صفحات جانبی و مطالب خود وبلاگ موجود هست.
لحظات خوشی داشته باشید.
جوینده.
نویسندگان
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز سایت : نفر
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
آنچه گذشت 35 (آنچه گذشت مرکز گفتگو 1/ بررسی نخستین ماه فعالیت مرکز گفتگو)
ارسال در تاریخ چهارشنبه 11 آبان 1390 توسط محسن الهامیان
درود بر دوستان عزیز
در مدت یک ماهی که گذشت و مهر ماهی که سپری شد، اتفاقات بسیار زیادی افتاد. البته مطمئنا باز هم نجومی، چون فعلا تمرکزم روی نجوم هست.
خوشبختانه انجمن نجوم آسمان مهر به جایی رسیده که دیگه این ما نیستیم که به فکر موضوع برای برنامه هستیم، بلکه اونقدر که به برنامه های متفاوت دعوت میشیم، وقتمون در هر ماه پر میشه!
در این ماه هم همینطور بود. کوتاه در مورد فعالیت های ما در ماهی که گذشت:
- نمایشگاه پایگاه میراث فرهنگی و صنایع گردشگری خراسان جنوبی
یک نمایشگاه چند روزه و خلوت. کاملا نا خوانده و اتفاقی. یک لوح تثدیر و یک تندیس هم نتیجه کار!
- نمایشگاه و جشنواره منطقه ای (خراسان ها) نوآوری و شکوفایی (بنیاد ملی نخبگان)
یک نمایشگاه فوق العاده عالی در تمام زمینه ها، خصوصا سطح علمی و برخورد مجریان برنامه. ترجیح می دادم به جای 3 روز، 3 هفته طول می کشید! این حرف بقیه بچه های گروه هم بود!!!
- سینما آسمان مهر 2
مطابق انتظار، کل اجرای برنامه دست من بود. موضوع این قسمت، "نابودی زمین" بود. متاسفانه به دلیل تبلیغات نامناسب، اونطور که انتظار می رفت، از برنامه استقبال نشد.
- نمایشگاه هفته تربیت بدنی (وزارت ورزش و جوانان)
مدت: یک هفته + یک روز تمدید. حرفی برای گفتن ندارم!
- 35مین باشگاه ماهانه انجمن
در کل خوب بود. استقبال هم قابل قبول بود از برنامه.
- و مصاحبه من با برنامه "آسمان شب"، شبکه 4، هم یکی از اتفاقات خوب برای انجمن و مرکز بود. قسمت ابتدایی اون رو که مربوط به انجمن نجوم آسمان مهر بود رو اینجا قرار میدم و قسمت دوم رو هم که مربوط به مرکز گفتگو هست رو در ادامه مطلب خواهید دید.
[http://www.aparat.com/v/a48e0408b49da017e7640ec0e3fe106662814]
و اما مهمترین قسمت فعالیت هام، یعنی مرکز گفتگو. برای این قسمت، مطلبی رو که در مرکز گفتگو نوشتم، عینا همین جا قرار میدم و خداحافظ!
درود بر دوستان مرکز نشین
پس از گذشت حدود یک ماه از افتتاح نسخه آزمایشی مرکز گفتگو و فعالیت، الان در مکان نسبتا قابل قبولی هستیم.
در همون ابتدا چندین وبگاه به پوشش و اطلاع رسانی در مورد افتتاح نسخه آزمایشی مرکز گفتو پرداختند (آسمان پارس، آسمان تفتان، فروم آوا استار، وبلاگ کیهان شناس و سایت خبرگزاری قاصد). سیستم مرکز گفتگو یعنی اکسوال به یک نسخه بالاتر ارتقا پیدا کرد و امکانات جدیدی به مرکز اضافه شد (در این مورد بیشتر بخوانید). همچنین چندین گروه هم در مرکز گفتگو شروع به کار کردند که البته در زمینه نرخ ایجاد گروه ها، نرخ رشد، نرخ فعالیت و تنوع افراد چندان جالب توجه نبود!
اتفاق جالب حضور 77مین کاربر در مرکز گفتگو در "ماه روز" (معادل سالروز!) افتتاح نسخه آزمایشی مرکز بود که خب از این لحاظ در شرایط قابل قبولی قرار داریم و عضویت حدود دو و نیم کاربر در روز، امیدوار کننده هست. این نرخ ثبت نام در حالی صورت می گیره که ما تمامی امکانات ممکن سایت رو برای مهمانان آزاد قرار دادیم تا صرفا جهت استفاده از امکانات ثبت نام رو انجام ندند! همچنین حضور برخی کاربران خاص مانند افراد سرشناس نجومی کشور از گروه هایی مانند گروه اختفا، گروه آوا استار و ... بسیار باعث خوشحالی بود. البته فعالیت کاربرانمون در این بین چندان راضی کننده نبوده.
اتفاق بسیار خوشحال کننده برای مرکز گفتگو، معرفی اون در محبوبت ترین و پر بیننده ترین برنامه تلویریونی نجومی خاورمیانه بود.
[http://www.aparat.com/v/a9d7939a3ca26fe606e81bdc33d0c8bc62822]
در آینده نزدیک هم رونمایی از یک پروژه به شدت جذاب اینترنتی_نجومی دیگه رو خواهیم داشت. (در این مورد بیشتر بخوانید ).
امیدواریم در دومین ماه روز مرکز، بتونیم بیشتر از اینها حرف برای گفتن داشته باشیم.
تمام تلاشمون همین هست و مطمئنا نظرات شما در این بین میتونه بزرگترین کمک به ما باشه.
منتظریم.
خوش باشید.
م.الهامیان. 

خداحافظ!
==========================
منبع:
طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: مرکز گفتگو، منجمان پارسی زبان، برنامه، فعالیت، انجمن نجوم آسمان مهر، نجوم، آماتوری، جوینده،
آنچه گذشت 34
ارسال در تاریخ شنبه 26 شهریور 1390 توسط محسن الهامیان
سلام مجدد به دوستان
طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: آنچه گذشت، جوینده، برنامه ریزی، ماراتن مسیه، دهم، دهمین ماراتن مسیه، دانشگاه، درس، نجوم، آسمان مهر، مرکز گفتگوی منجمان پارسی زبان،
دنبالک ها: آنچه گذشت ها،
اندک خوانندگان وبلاگ که دنبالم می کنند و نظراتشون رو بهم می رسونن.(1)
چندین ماه میشه که آنچه گذشت ننوشتم. اصلا دست و دلم به نوشتن نمیرفت و ضمن اون نیاز اصلی نوشتن این مطالبم یعنی "برنامه ریزی" دیگه چندان حیاتی نبود. به لطف همون آنچه گذشت ها، دیگه به برنامه ریزی حتی بدون آنچه گذشت ها عادت کرده بودم. به حدی رسیده بودم که نسبتا ازش راضی بودم و روند خوبی داشتم.
اینکه از فعل گذشته استفاده می کنم در جمله ها، به این معنی نیست که الان دیگه اونطور نیستم و باز مشکلی ایجاد شده و نیومدم که دوباره در همون سطح کار کنم. نه، (شکر) دیگه مشکلی با برنامه ریزی کردن ندارم و کارهام رو نسبتا خوب پیش می برم. اما الان اومدم برای شروع دوره ای جدید و پر فشار تر از قبل.
بذارید اونچه که در این مدت گذشت رو براتون بگم تا باز همراه بشید با من و اتفاقات زندگیم و متوجه بشید چرا دوباره شروع شد وبلاگ.
آخرین آچه گذشت من برمیگرده به مطلبی که در بحبوحه ماراتن مسیه دهم و دبیری موقتم در آسمان مهر و درگیری هاش نوشته شد. اما بذارید به همون سبک قدیم، یعنی آنچه گذشت 32، لیست کنم زمینه ها رو تا بگم چه اتفاقاتی افتاد.
- دانشگاهی و درسی
- عملكرد مناسب در دروس و كلاسها: شکست خوردم، به همین سادگی!
- كنفرانسها، آزمونها و كارهای عملی، خاص و هدفمند: به مورد قبلی رجوع کنید!
- دوره كلاسهای مشاركتی: دوستان موافقت نکردند!
- كلاسهای زبان: خیلی بد رفتم. اما خب هنوز هیچ مشکلی وجود نداره و فقط با 9 ماه تا یک سال کار راحت می تونم تافلم رو بگیرم.
- نجومی
در ابتدا لازمه اشاره کنم که الان تقریبا دبیر انجمن من هستم و مشغول کار.
- باشگاههای ماهانه: در کل خوب بود. باشگاه های تابستون انجمن رو به کانون های پرورش فکری بردیم و باشگاه هایی با محوریت نجوم کودکان برگزار کردیم که بسیار عالی بود. باشگاه بعدی هم که مربوط به جمعه همین هفته میشه و مسئولیتش به یکی از بچه ها (محمدحسین محسنی) سپرده شده تا اگر خوب کار کرد، مسئولش باشه.
- مسئولیتزیرگروهها: نا بسامانی ها و نا هماهنگی های موجود در انجمن اونقدر بود و اینقدر من در مرز دبیر بودن و نبودن این طرف و اون طرف شدم که واقعا نرسیدم به انجامش. با اینکه وضع زیرگروه های مشخص شده برای فعالیت (ابزار اپتیکی، مقدماتی و پیشرفته) خیلی بد نیست، در اولین فرصت به امورشون رسیدگی می کنم.
- مركز گفتگوی منجمان پارسی زبان: تا راه افتادن بزرگترین کار عمرم، تنها چند روز باقی مونده. بزرگترین تغییر اعمال شده در پروژه هم این بود که کلا شخصیش کردم! منتظر یک ابرغول اینترنتی-نجومی باشید!!
چند اتفاق جالب:
ماراتن مسیه دهم با موفقیت طی شد، اما بعدش بازخوردها و برخوردهای به شدت بدی رو داشتیم که واقعا از نجومی ها انتظار نداشتم!
در حاشیه ماراتن مسیه دهم، از طرف برنامه 20 شبکه خراسان جنوبی، به عنوان جوان موفق و برتر باهام مصاحبه کردن!
علاوه بر لوح تقدیر ماراتن دهم، یک لوح به عنوان سمن برتر هم به نفع خودم و انجمن، اضافه کردیم به لیست لوح ها. 

- فراروانشناسی
- همون قدر آروم و بی سر و صدا موند و تقریبا کاری انجام ندادم!
- وبلاگ
- ادامه سلسله مطالب آنچه گذشتها: کاملا از اوضاع وبلاگ مشخصه که هیچ کاری انجام نشد.
- ادامه سلسله مطالب "مجموعه سوالات رایج نجوم آماتوری": به مورد قبلی رجوع کنید!
- ادامه سلسله مطالب "ایدههای من": به مورد قبلی رجوع کنید!
- ادامه سلسله مطالب "تو چیكار كردی؟!!!": به مورد قبلی رجوع کنید!
- درآمد
- پروژه "اسمشو نبر": به سرانجام نرسید. ضمن اینکه ارتباطات میون این پروژه هم به شدت به هم ریخت.
- متفرقه
- تمرینهای خاص شبانه: سعی کردم اما پایدار نموند. دوباره از سر می گیرم.
- كارها و مشغلههای شخصی: بیشتر از قبل به فکر خودم بودم. مخصوصا این اواخر و در جریان مسافرت دو هفته ای.
- یادگیری "اسمشو نبر": یکی دو بار تلاش کردم، اما نشد. پول دستم برسه، یک دوره میرم و بعد میام میگم چی بوده.

خب همین.
حالا از بین تغییراتی که دیدید و تقریبا تیتروار خوندید، بزرگترین دلیل اومدن و نوشتن دوبارم و برنامه ریزیم، مرکز گفتگو هست. همونطور که گفتم، منتظر یک ابرغول اینترنتی-نجومی باشید!! قول میدم فراتر از تصورات خیلی ها باشه. 

یک سری پست جدید و حرف ها و دست نوشته های جدید هم برای نوشتن و گفتن دارم که در اولین فرصت، میذارمشون تو وبلاگ.
در آرزوی آنکه چنان باشیم، که به نقش طلا بنویسند نام تک تک مان را. 

بی نهایت باشید و دور از تصور.
جوینده.
یا حق.
============================
پ.ن:
1. به یکی از دوستان قول دادم که روزی برسه که بالای 100 نفر همزمان آنلاین باشند در وبلاگ (کادر سبز کنار صفحه). می دونم که اون روز میرسه، البته چند سال دیگه. 

طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: آنچه گذشت، جوینده، برنامه ریزی، ماراتن مسیه، دهم، دهمین ماراتن مسیه، دانشگاه، درس، نجوم، آسمان مهر، مرکز گفتگوی منجمان پارسی زبان،
دنبالک ها: آنچه گذشت ها،
بازگشت اژدها؟! (پیش آنچه گذشت 34!)
ارسال در تاریخ شنبه 26 شهریور 1390 توسط محسن الهامیان
سلام دوستان
طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: بازگشت، جوینده، آنچه گذشت،
دنبالک ها: آنچه گذشت ها،
هرچند اون "بازگشت اژدها"، "بروسلی" بود و من خودم، اما بی شباهت به اژدها هم نیستم این چند روز (البته از نوع خونسردش)! پس همون "بازگشت اژدها" واقعا برازنده هست برای اینطور برگشتنم به وبلاگ!!
اتفاقات بسیار بسیار زیادی افتاد در این مدت، که در یک یا چند پست مفصل میگم خدمتتون. و اتفاقات بسیار بسیار زیادی قرار هست بیفته که شوق نوشتن دوباره رو بهم داد.
پس منتظر ارسال های دوبارم باشید.
با این آرزو برای همه که هر روز که بیدار میشیم، راضی تر و راضی تر باشیم ...
خوش باشید.
جوینده.
یا حق.
طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: بازگشت، جوینده، آنچه گذشت،
دنبالک ها: آنچه گذشت ها،
آنچه گذشت 33 (ناگهان، دبیر)
ارسال در تاریخ چهارشنبه 31 فروردین 1390 توسط محسن الهامیان
سلام دوستان


پ.ن:
طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: جوینده، نجوم، آماتوری، آماتور، برنامه، وبلاگ، astronomy، amateur، astronomical، amateure، astronomer، آسمون، آسمان، ستاره،
دنبالک ها: آنچه گذشت ها،
دلیل تاخیر: سرم شلوغ بود! همین!!!

مطمئنم که نه من حوصله نوشتن "ماهنامه نوشت" طولانی فروردین 90 رو دارم، نه شما حوصله خوندنش رو. پس مختصر مفید میگم خدمتتون:
- روزهای ابتدایی تعطیلات عید، مثل بقیه سالها. رفتیم خونشون، اومدن خونمون!
- روزهای میانی تعطیلات عید، کارهای انجمن (آسمان مهر) رو زمین مونده و انجام نمیشه.
- روزهای پایانی تعطیلات عید، خانم حاجی زاده (دبیر انجمن) تماس میگیرن و میگن که برای مدتی به صورت موقت دبیر انجمن باشم. قبول می کنم با کمال میل! پس، ناگهان، دبیر!!!
- 15 یا 16 عید (دقیق یادم نیست!)، تو جلسه انجمن، دبیر موقتی من علنی میشه و دولت موقتم رو تشکیل میدم. ضمنا زمزمه هایی در مورد افتادن ماراتن مسیه به طور ناگهانی به سه قلعه و خراسان جنوبی شنیده میشه.
- حدود 18 و 19 عید، در مورد ماه نجوم تصمیم گیری می کنیم.
- انتهای ماه، "28مین باشگاه انجمن"(1)، نخستین برنامه "سینما آسمان مهر"(2) و "روز خورشید" رو برگزار می کنیم. زمزمه ها کار خودشون رو می کنن و درگیر کارهای ماراتن میشیم ناجور. این ماراتن 20 روزه!

- یکی دو روز پیش، درگیر راه اندازی کارهای مرکز گفتگو هستم، با کمک احسان عزیز. صبح ساعت 7 بیدار میشم و تا اولای شب تلفنی و اداری و کاری و همه جوره درگیر کارهای ماراتن هستم. هیچ کدوم از روسای استان نیست که تو این مدت ندیده باشم! آخر شب هم تا ساعتای 2 یا 3 شب روی مرکز گفتگو و سایت کار می کنم. حالم خوب نیست!
- الان، ماراتن شروع شده! امروز صبح افتتاحیه رو برگزار کردن و برنامه در مشهد استارت خورد!! اما من هنوز بیرجندم!!! فشار کارها خیلی زیاد بوده و مجبور شدم بمونم.
- چند روز دیگه، به احتمال زیاد با یک مطلب در مورد این ماراتن خدمت می رسم. کارهای نسخه آزمایشی مرکز گفتگو هم به لطف دوستان تموم میشه.
- حدودای 17م این ماه (اردیبهشت)، هفته نجوم رو برگزار می کنیم، به مدت یک هفته!
- 22 و 23 ماه، یک تور نجومی به سه قلعه. قاعدتا باید خوش بگذره. پول هم توش هست!
- همون حدود، برگزاری دومین سری برنامه "سینما آسمان مهر".
- 30 اردیبهشت، برگزاری 29مین باشگاه نجوم.
مجموع اینا یعنی چی؟
یعنی این "ناگهان، دبیر" بدجور برنامم رو پر کرده و به زحمت به باقی حوزه های فعالیتیم می رسم.
سعی می کنم کنترلش کنم. 

پس فعلا خداحافظ!
خوش باشید.
جوینده.
یا حق.
پ.ن:
1. شاید در موردش نوشتم.
2. این خیلی شاید در موردش نوشتم! برنامه خیلی خوبی بود.
3. این مطلب رو به قصد به تاریخ 31 فروردین ارسال کردم، تا آرشیوم تو این ماه خالی نباشه! تاریخ درست این مطلب 7 اردیبهشت هست. 

طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: جوینده، نجوم، آماتوری، آماتور، برنامه، وبلاگ، astronomy، amateur، astronomical، amateure، astronomer، آسمون، آسمان، ستاره،
دنبالک ها: آنچه گذشت ها،
فواید آنچه گذشتها
ارسال در تاریخ دوشنبه 18 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان
سلام دوستان
در طول تمام ترمی كه گذشت، "آنچه گذشت" نوشتم و برنامهریزی كردم. سعی كردم خوب برنامه بچینم و به بهترین شكل عملی بكنم برنامههام رو.
سبكهای مختلف برنامهریزی، از روزانه و هفتگی گرفته تا ماهانه و پولی و آزاد، كه همه و همه فقط برای این بود كه بتونم برنامه بهتری برای پیشرفتم توی تمام زمینههایی كه مد نظرم بود داشته باشم.
برنامههایی كه اكثرا با یك ادعا شروع میشد و قاعدتا باید با یك عمل مناسب و خوب تموم میشد. كه خب در خیلی موارد اینطوری بود و در بعضی موارد هم نه متاسفانه.
قرار نیست این ارسالم خیلی طول بكشه و احیانا یك طومار بلند بالا از فواید آنچه گذشتها بنویسم. فقط چند تا حرف از طرف خودم میزنم، اول، و یك توصیه خیلی ساده هم میكنم به تمام دوستان، آخر!
اول، چند تا حرف از خودم!

هیچ چیز، هیچ چیز، هیچ چیز نمیتونه به اندازه یك برنامه كاری كه روی كاغذ آورده شده یا اینكه به هر شكلی در موردش فكر كردید و جایی ثبتش كردید، توی پیشبرد موفق كارهای شما كمكتون كنه.
نوشتن مداوم برنامهها و امتحان كردن سبكهای مختلفش، بعد از مدتی باعث میشه در این كار مهارت پیدا كنید و در كمترین زمان، بیشترین كار رو انجام بدید. كارهای مختلف و تجارب مختلف رو امتحان كنید و نهایتا زمانی متوجه بشید كه در طول یك روز كارهای بسیار زیادی رو مدیریت، نظارت یا اجرا میكنید، كه از عهده كمتر كسی ساخته هست.
برنامهریزی نوعی مدیریت زندگی فردی هست، پس مطمئنا با برنامه ریزی و آنچه گذشتها، توانایی مدیریتی شما افزایش پیدا میكنه.
این ادعاهایی كه خصوصا در یك وبلاگ میكنید، باعث میشه خیلی ساده اگر انجامش ندید، رسما ضایع بشید و كم جلوه داده بشید در نظر دیگران. برای همین معمولا برنامههایی كه در اینجور جاها میچینید انجام میشن یا به عبارتی مجبور هستید انجامش بدید.
متنهایی كه تحت عنوان آنچه گذشت نوشته میشه خودشون میتونن منبعی از خاطرات شما و محلی برای ثبت تمام اتفاقات، رویدادها و خاطراتی باشه كه ممكنه بعدا فراموشش كنید. با بازگشت به این دست نوشتههای آنچه گذشتی، میتونید به خیلی از افكار، نگرشها، باورها، مشغلههای ذهنی و خاطراتی كه در گذشته داشتید، از نمایی دور نگاه كنید و با توجه به آگاهی جدیدی كه نسبت به اون زمان پیدا كردید، نسبت به اونچه كه انجام دادید، فكر میكردید، احساس میكردید یا باور داشتید، برداشت جدیدی داشته باشید و قضاوت تازهای نسبت به اونچه قبلا داشتید، داشته باشید. (1)
خیلی مهمه كه به اونچه كه در آنچه گذشتها میاد عمل كنید.(2) در این بین ممكنه كمی اذیت بشید و دلتون نخواد یك سری كارها رو انجام بدید. اما این برنامه شماست. قرار نیست همش آسون باشه. مثلا همین الان من اصلا حال و حوصله نوشتن همین متن رو نداشتم، اما چون میدونستم جزء برنامههام هست ناچارا انجامش دادم.
آخر، یك توصیه خیلی ساده!
آنچه گذشتها رو در قالب یك وبلاگ شخصی امتحانش كنید.
به شدت توصیه میكنم.
همین.
شب خوش.
جوینده.
یا حق.
پی نوشت:
1. خیلی عبارت و جمله سختی شد! خیلی!!!
2. خیلی سر این قضیه حساس باشید. بدترین اتفاق میتونه این باشه كه انجام ندادن برنامههایی كه میچینید براتون عادی بشه.
آخر نوشت:
- این ارسال، 77مین ارسال وبلاگم و 33مین مطلب از سلسله مطالب "آنچه گذشتها" بود. عدد 7 عدد مورد علاقه من هست. ارسال 7م وبلاگ رو هم در اینجا ببینید، جالبه!
طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: جوینده، آنچه، گذشت، آنچه گذشتها، برنامه، برنامه ریزی، موفقیت، مدیریت، نجوم، آماتور، آماتوری، كار، فعالیت، تفكر، نگرش، باور، احساسات، احساس، افكار،
دنبالک ها: آنچه گذشتها،
دفترچه خاطرات بشری (سلسله مطالب ایدههای من)
ارسال در تاریخ پنجشنبه 14 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان
مطابق اونچه كه در این ارسال وعده كرده بودم، ایدههایی رو كه خودم قصد انجام دادنشون رو ندارم یا حداقل فعلا وقتش رو ندارم، اینجا میذارم.
برای شرع با "دفترچه خاطرات بشری" شروع میكنم.
مقدمه

"هیچ وقت یادم نمیره. كار همیگشیم همین بود. گاهی روزانه، گاهی چند روز یك بار و گاهی هفتگی یا كمی بیشتر. اما سعی میكردم خیلی عقب نیفته. چون اینطوری خیلی از اتفاقاتی رو كه افتاده بود رو فراموش میكردم و برای همیشه نابود میشدن.
واقعا كه جالبه. الان كه این دفترچهها رو مرور میكنم، كلی خاطره برام زنده میشه. تمام رویاهام، تمام آرزوهام، تمام اتفاقات خوب و بد زندگی، تمام اونچه كه برام اهمیت داشت و تصمیم گرفتم رو تن نحیف كاغد حكاكیشون كنم و بهشون جاودانگی رو هدیه بدم.شادی، غم، خشم، نفرت، گریه، لبخند، بدبیاری، هیجان، خوش شانسی، موفقیت، شكست و، و، و، ... همه و همه، تو قسمت قسمت این دفترها موندگار شدند و الان خاطراتم رو مثل یك فیلم از جلوی چشمام عبور میكنن.
كاش میشد این خاطرات رو با همه مردم دنیا شریك میشدم. دلم میخواد بقیه هم بدونن"
اگر شما هم جزء كسانی هستید كه خاطراتتون رو یادداشت میكنید، ممكنه روزی این صحبتهای بالا رو با خودتون یا با یكی از اطرافیانتون داشته باشید. اشتیاق سهیم شدن لحظه به لحظه زندگی با افراد بیشتر و دونستن نظرشون، دلیلی هست برای خیلی از فعالیتهای موجود در فضای مجازی و خصوصا وبلاگهای شخصی.
از طرفی خوندن خاطرات هر فرد و دنبال كردن زندگی باقی افراد و دونستن در مورد اونها برای اكثریت ما جذاب هست. اینكه بدونی بقیه چطور فكر میكنند، چطور رفتار میكنند، چطور زندگی میكنند. مثل این میمونه كه یك گوشه بشینی و زندگی آدمها رو بدون اینكه كسی متوجهت بشه، نگاه كنی. یك نوع جدید و خاص از آگاهی، كه تجربه فوقالعاده شیرینی هست.
طرح "دفترچه خاطرات بشری" یك وبگاه در فضای مجازی هست كه به هر كاربر امكان میده خاطراتش رو در قالبهای مختلف مثل "موفقیتها"، "شكستها"، "تفكرات"، "نگرشها"، "ملاقاتها"، "اتفاقات مهم" و امثال اونها با بقیه به اشتراگ بگذاره و فقط و فقط از خودش، حالش و اینكه در اون لحظه یا اون اواخر چه میكرده و چه احساسی داشته بنویسه.
جذابیت این طرح در جایی نمود پیدا میكنه كه هجوم دست نوشتهها و خاطرات شخصی افراد، هجوم افكار و نگرشهای مختلف، احساسات متفاوت، رفتارهای متنوع و عملكردهای گوناگون دنیایی از تجربه، ایده و گاها موضوعات عجیب رو ایجاد میكنه كه باعث جذابیت و زیبایی اون فضا میشه.
طرح "دفترچه خاطرات بشری" در پی فراهم كردن شرایطی برای اینچنین دفترچه خاطرات بزرگی هست.
برای این منظور بخشهای زیر جهت توضیح چگونگی و كم و كیف این طرح در نظر گرفته شده:
- اهداف
- اهمیتها
- ضرورتها
- قالب كاری
- سخن آخر
1. اهداف
- ایجاد فضای مشورتی و بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل روزمره
- انتقال و گسترش افكار و ایدههای متفاوت
- ایجاد دفترچه خاطرات شخصی برای هر فرد
- ایجاد دفترچه خاطرات بشری
2. اهمیتها
مشخصا هر فرد از نوشتن خاطرات خودش هدفی رو دنبال میكنه و انگیزههای برای این كار داره. این انگیزه و هدف میتونه تخلیه روانی، ایجاد یك مجموعه شخصی، انتقال افكار، جلوگیری از فراموشی اتفاقات مهم شخصی، خودنمایی و ... باشه. تمامی این هدفها و انگیزهها در "دفترچه خاطرات بشری" در سطحی وسیعتر و با بازدهی بیشتر قابل پیگیری هست.
3. ضرورتها
برای برخی افراد با مشغلههای كاری خاص یا شرایط ویژه امكان نوشتن خاطرات (بنا به هر دلیل و انگیزهای) موجود نیست. در عصر تكنولوژی و دنیای انسانهای مشغول، افراد بسیاری به این شرایط دچار میشوند. با توجه به فراگیر شدن و در دسترس بودن فضای مجازی در اكثر نقاط، "دفترچه خاطرات بشری" میتونه به راحتی این مشكل و شرایط ویژه رو از سر راه افراد برداره. چند دقیقه وقت آزاد، لپتاپ، تبلت، كامپیوتر یا گوشی موبایل، اینترنت، دفترچه خاطرات بشری! به همین سادگی.
4. قالب كاری
بدون شك قالب كاری دفترچه خاطرات بشری در ابتدا، تنها نقطهای برای شروع هست. اما به مرور زمان گسترش پیدا میكنه و امكانات و ویژگیهای بسیار بیشتر و وسیعتری پیدا میكنه.
با این وجود قالب كاری ابتدایی این طرح به این شكل خواهد بود.
- دفترچه خاطرات شخصی
به عبارتی اكانت و پروفایل فردی هر كاربر كه در اون خاطرات و اتفاقات روزمرش رو مینویسه.
- دفرچه خاطرات بشری
مجموع اتفاقات و خاطرات روزمره كاربران در یك دفترچه. با این هدف كه مشخص شود در روزی كه گذشت، هر فرد چه كرده است.
5. سخن آخر
بدون شك این طرح اشكالات و ابهاماتی داره. اما با كمی فكر روش میتونه موضوع خوبی برای فعالیت بشه و كلكسیون فوقالعادهای ایجاد كنه. ضمن اینكه لازم هست به وسیله سیستم خاصی ترتیبی داد تا زمانبندی خاطرات ذكر شده، به صورت دقیق انجام بشه.
و البته مطمئنا تا حالا متوجه شدید، كه این طرح حداقل در ابتدای راهش، هیچ سود مالی برای مجریان اون نخواهد داشت.
باز هم تكرار میكنم كه چنانچه مایل به انجام این طرح هستید یا میخواید نكتهای به اون اضافه كنید و پیشنهادی دارید و یا به هر شكل مایل به صحبت كردن در این مورد هستید، میتونید از طریق آیدی یاهو shoma_ham_ham با من ارتباط برقرار كنید.
هرچند كه این طرح در هیچ جایی ثبت نشده، اما مطابق حكم اخلاق و وجدان، كلیه حقوق این طرح متعلق به من هست و شایسته است پیش از انجام آن اجازه بنده رو هم بگیرید.
خوش باشید.
جوینده.
یا حق.
طبقه بندی: ایدههای من،
برچسب ها: جوینده، ایده، طرح، ابتكار، خلاقیت، دفترچه، خاطرات، بشری، دفترچه خاطرات، خاطرات بشری، دفترچه خاطرات بشری، نو، جدید، سایت، مجازی، اینترنتی،
دنبالک ها: ایدههای من،
آنچه گذشت 31 (ترم گذشته، ترم آینده!)
ارسال در تاریخ یکشنبه 10 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان
میخوام یك مرور و بازگشت داشته باشم به اونچه كه در ترم تحصیلیای كه گذشت، گذشت!(1)

تمام طول ترمی كه گذشت رو برنامهریزی كردم بر اساس اونچه كه در آنچه گذشتها ارائه شد عمل كردم؛ یا حداقل سعی كردم اینطور باشه. دنبال كردن شیوههای مختلف برنامهریزی، از آزاد گرفته تا پولی و هفتگی و ماهانه، كه همه و همه فقط به خاطر این بود كه با برنامهریزی مناسب، بتونم كارایی خودم رو بالا ببرم و تعداد بیشتری از اهدافم رو عملی كنم. این اهداف میتونستند كوچیك و كوتاهمدت باشند، مثل یكی از كنفرانسهای درسهام، و میتونستن بزرگ و بلندمدت باشند، مثل كسب مقام در جشنواره "برترین وبگاههای نجومی پارسی زبان".
چیزی كه در این بین مهمه اینه كه اگر داری از همچین سیستمی استفاده میكنی، یا اینكه نه، به هر شكل اگر بعد از مدتی خواستی برگردی و بخشی از زمانی رو كه گذشته نگاه كنی، راضی باشی. بدونی كه تلاشت رو كردی. حداقل مقداری تلاش كردی و وقتت رو به بطالت نگذروندی. اون چیزی كه بودی و اون پتانسیل و توانی رو كه داشتی رو واقعا عرضه كردی و با تمام توان قدرتنمایی كردی.
حالا، الان كه برمیگردم به قبل و از جایگاه حال (آینده گذشتهای كه داشتم!)، به گذشته نگاه میكنم، تقریبا راضی هستم و خب حداقل خودم فكر میكنم كه مسیری كه طی كردم رو به پیشرفت و ترقی و تعالی بوده. اگر چه كه در برخی موارد اصلا از خودم راضی نبودم.
كاری كه باید در نظر داشته بام انجامش بدم و همین كار رو هم میكنم، اینه كه به فكر قویتر كردن نقاط قوتم و راه چارهای برای نكات منفیم باشم. اگر توی زمینهای خوب بودم، بهتر بشم و اگر توی زمینهای خوب نبودم، دنبال راهی برای جبران و اصلاحش باشم.

با این حساب، در یك نگاه كلی، ترمی رو كه گذشت در زمینههای مختلف كاری و فعالیتهام بررسی میكنم تا ببینم چقدر راضی بودم. كجا خوب بودم و كجا خوب نبودم. به طور كلی در 4 حوزه "دانشگاهی و درسی"، "نجومی"، "وبلاگ" و "فراروانشناسی" حداقل میخواستم كه فعالیت داشته باشم. نتیجه نهایی در ترمی كه گذشت، به این شكل بود:
- دانشگاهی و درسیخب این بخش از فعالیتهام، قسمتی بود كه بدون تعارف گند زدم!!!برنامهریزی نادرست، تنبلی بیش از حد و بیتوجهی باعث شد كه وضع درسیم در ترمی كه گذشت، به هیچ وجه مناسب نباشه. البته آموزشگاه زبان رو خوب گذروندم و مثل ترمهای قبل كنفرانسهای خوبی رو ارائه كردم، اما در متحانات پایان ترم عملكردم اصلا خوب نبود. خیلی ساده از زیر درس خوندن در رفتم و امتحانات خیلی سادهای رو نمره پایین گرفتم و حتی رد شدم!قصد داشتم یك وبلاگ كوچیك گروهی با بچههای دانشگاه آزاد و رشتم (روانشناسی بالینی) ایجاد كنم كه خب فكر میكنم راه انداختنش یك كم بدون برنامه و آیندهنگری بود و شروع نشده، تموم شد!
- نجومیاین قسمت بخشی بود كه همونطور كه انتظار میرفت عالی بودم. خیلی عالی پیشرفت كردم و اعتباری برای خودم بدست آوردم. با یك حضور تاثیرگذار و پر سر و صدا به آسمان مهر برگشتم و درست مثل اولین بار كه وارد آسمان مهر شدم، موجی از هیجان و روحیه رو به گروه تزریق كردم. به عنوان دبیر انجمن كاندید شدم كه قسمت نبود و انتخاب نشدم. اما همچنان تاثیرگذار و پر نفوذ در گروه باقی موندم و كارم رو با باشگاههای ماهانه ادامه دادم. باشگاههایی كه دستم بود خیلی افتضاح شروع شدن و یكی دو نمونه اول اصلا خوب نبود. اما با استفاده از خلاقیتی كه همیشه داشتم، تونستم طرحی نو دراندازم و حال و هوای تازهای به باشگاهها بدم! در این بین جشنواره "برترین وبگاههای نجومی پارسی زبان" هم بود، كه تونستم مقام پنجم رو بیارم در بین وبلاگها. در انتهای كار هم به عنوان دبیر اجرایی طرح "مركز گفتگوی منجمان پارسی زبان" كارم رو ادامه دادم و هنوز در حال پیگیری هست.(2)
- وبلاگاین قسمت هم كه اگر خواننده وبلاگ بوده باشید، میدونید دقیقا چطور گذشت. در یكی دو تا مسابقه اینترنتی شركت كردم. كه مهمترینشون همون جشنواره "برترین وبگاههای نجومی پارسی زبان" بود كه همونطور كه قبلا گفتم، در بخش وبلاگها پنجم شدم. چندین طرح رو برای سبكهای مختلف نوشتههایی كه در وبلاگ میذارم، در این مدت دنبال كردم، كه از این قرار بودند:
- آنچه گذشتهاكه بیشتر حجم وبلاگم رو به خودشون اختصاص داده بودند و شامل برنامهریزیها و فعالیتهام بود. در مورد این بخش وبلاگ مفصلا در ارسالی جداگانه مینویسم. حرفایی برای گفتن دارم.
- مجموعه سوالات رایج نجوم آماتوریكه به بهانه "جشنواره برترین وبگاههای نجومی پارسی زبان" ایجاد شدند و باعث شدند برای اولین بار دست به قلم ببرم، نجومی!
- دستنوشتههای مندل نوشتهها، مغز نوشتهها، كیبورد نوشتهها ...!!!
- مطالب علمی منتا حالا كه یكی بیشتر نبود، كه اونم از روی یك فیلم مستند بود.
- تو چیكار كردی؟!!!قرار بود بیشتر باشه، اما خب تا حالا یك نمونه بیشتر نبوده.
- ایدههای منهنوز كه هنوزه قراره راه بیفته. كمی مردد هستم در این مورد.
- وبلاگ گروهی روانشناسی بالینیكه به دلیل حضور حماسی دوستان، پا نگرفت!
- فراروانشناسیكمكارترین بخش فعالیتهام. البته اگر قرار بود مثل بخش درسی كار كنم، اما همون بهتر كه كار نكنم، همون بهتر كه كار نكردم!!!(3)البته دوستان آگاهند كه در این زمینه در حال شنا یاد گرفتن و دورخیز كردن هستم. دوستان میدونند منظورم رو. پس برید از دوستان بپرسید. دوستان ... دوستان ...!!!

در آینده نزدیك دو ارسال مفصل در قالب آنچه گذشتها، یكی در مورد خود ماهیت این ارسالها و یكی در مورد برنامه طولانی مدتم برای ترم آینده، مینویسم.
این نوشتهها لزوما قرار نیست جذاب باشه. میدونم خودم اینو. بیشتر یك برنامهریزی شخصی و ادعانامههایی هستند تا مجبور باشم فعالیت بیشتری بكنم.
خوش باشید.
جوینده.
یا حق.
پ.ن:
1. اینجور جملههای عجیب غریب رو دوست دارم!
2. دو پست رمزدار در مورد این طرح هست. به محض اینكه طرح به مرحلهای از قطعیت برسه، عمومیش میكنم و میگم در موردش براتون.
3. یك جمله قصار دیگه از من. كم كم باید به فكر جمع كردن جملات قصارم بیفتم!! شایدم یك طرح براش تو وبلاگم راه انداختم!!!


طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: جوینده،
خوشمزهترین الگو!
ارسال در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان

اون واقعا یك انسان فوقالعاده بود. همه آرزو داشتند مثل اون باشند. هیبتِ چهرش و قامت بلندش هر كسی رو مجذوب خودش میكرد و هوش سرشارش همه رو در هر زمینهای مغلوب میكرد. اون همیشه بهترین تصمیمها رو میگرفت و اشتباهاتش نزدیك به صفر بود. استعداد ذاتی اون در كنترل عناصر چهارگانه ... .
اه. بسه دیگه! هرچی هیچی نمیگم، پرروتر میشه و همینجور ادامه میده. ما رو ... فرض كرده!!! 

چیزی بهشون نگی ادعای ... هم میكنن! متنفرم از این داستانای آبكی و اغراقآمیز و این شخصیتهای شبهپیغمبر! جومونگ هم بعضی جاهای زندگیش، به معنای واقعی گند میزنه.
من عاشق شخصیتهای دستیافتنی هستم. الگوهای من آدمهای واقعی هستن. به شبه پیغمبرها كاری ندارم! اگر هم بر فرض باشه، كار من نیست. الگوی من باید معقول و دستیافتنی باشه. باید طوری باشه كه وقتی زوایای زندگیش رو بررسی كردم، امیدی به رسیدن بهش داشته باشم. بدونم كه اگر مرد میدون باشم، میشه بهش رسید. نه اینكه نا امید بشم و برم تو تخیلات.
یكی كه موفقیتهای زیادی داشته باشه، اما بعضی جاها گند زده باشه، بعضی جاها مثل احمقها رفتار كرده باشه، بعضی جاها اصلا استعداد كار كردن نداشته، بعضی جاها كودن به نظر رسیده باشه، بعضی جاها موفق نشده، بعضی جاها بد آورده و ...! ترجیحا اگر یكی دو تا مشكل مادرزادی هم داشته باشه كه دیگه از همه بهتر!!! اینطوریش خوبه. 

من به این نوع الگوها، میگم الگوهای خوشمزه!
یك سری آدمهای عادی كه با تمام محدودیتهایی كه داشتن، به واسطه تلاش و پرورش نقاط قوتشون و بهبود نقاط ضعفشون، آدمهای موفقی بودند. این افراد به هیچوجه خاص نیستند!

الگوهای خوشمزه زیادن، اما خوشمزهترین الگوی من كسی نیست جز، آلبرت اینشتین بزرگ.
موفقیتهای اینشتین كه گوش فلك رو كَر كرده و نیازی به گفتن نداره. پس میریم سراغ قسمتی كه من دوسش دارم و نقاط تاریك و بعضا زشتی كه توی زندگی آلبرت هست. نقاط و بخشهایی از زندگیش كه باعث شده با در نظر گرفتن موفقیتهاش و جمع ماحصل بودنش در این دنیا، تبدیل به خوشمزهترین الگوی من بشه. ببینید:
- یكی از مشهورترین جنبههای كودكی اینشتین این است كه او خیلی دیرتر از بچههای معمولی صحبت كردن را آغاز كرد. طبق ادعای خود اینشتین او تا سه سالگی صحبت كردن را آغاز نكرده بود و بعد از آن هم حتی تا سن نه سالگی به سختی صحبت میكرد.
- برخی همچون خدمه منزل اینشتین، او را كند ذهن میدانستند.
- آلبرت برای تمام كردن درسهایش، در مدرسه شبانهروزی مونیخ ماند و پس از آنكه تنها توانست یك ترم را تمام كند در بهار سال 1895 دبیرستان را رها كرد.
- یك سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد كردن مسئولین مدرسه به اینكه به واسطه یك گواهی پزشكی به او مرخصی بدهند مدرسه را ترك كرد و این بدان معنا بود كه انیشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه كسب نكرد.
- در آزمون ورودی موسسه فدرال پلیتكنیك زوریخ (كه امروزه به ETH زوریخ شهرت دارد) اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد.
- نامههایی كه اینشتین به خویشاوندان خود نوشته و در دانشگاه عبری بیتالمقدس نگهداری میشود، مشخص میكند كه انیشتین معشوقههای بسیاری داشته، كه با دو تن از آنان ازدواج كرده است. (1)
- اینشتین در نامههایش به همسر دومش السا و دختر وی مارگوت ادعا میكند كه زنان توجه بسیاری به وی میكنند.
- یكی از معشوقههای او كه یك برلینی سرشناس به نام اتل میچانوسكی است، بیان داشته كه اینشتین وی را تا انگلیس تعقیب كرده و این كار او غیرقابل تحمل بوده است.
- بیماری اسكیزوفرنی ادوارد پسر اینشتین به شدت وی را آزار میداد و او بارها گفته بود بهتر بود ادوارد هیچگاه به دنیا نمیآمد.
- حافظه اینشتین در به یادآوری چیزهای معمولی ضعیف بوده است. او یكی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود.
- اینشتین چندان به سر و وضع ظاهری خود اهمیت نمیداد و حتی از پوشیدن جوراب متنفر بود.
- اینشتین قبل از ازدواج یك فرزند نامشروع داشت! در سال 1980 از طریق نامههای خصوصی اینشتین یكی دیگر از رازهای این نابغه بر ملا شد. او یك دختر از رابطهای نامشروع با شاگرد سابق خود Mileva Marić داشت. كسی كه بعدا با او ازدواج كرد. در سال 1920 یك سال قبل از ازدواج آنها نام كودك را Lieserl نهادند. كودكی كه اینشتین هرگز او را ندید و از سرنوشت او هیچ خبری در دست نیست.
- روابط اینشتین با پسر بزرگش هاتس، بسیار نامناسب بوده است و اختلافات زیادی با یكدیگر داشتهاند.
باقی اینها بمونه.
دیگه بیشتر از این حرفی نمیزنم. شما رو با تفكرات خودتون تنها میذارم و نتیجهگیری رو به خودتون واگذار میكنم.
منابع:
- وبگاه ویكیپدیا wikipedia
- وبگاه دانشگاه علوم پزشكی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی http://www.sbmu.ac.ir
- وبگاه حضرت والا، مامبو جامبو http://mumbojumbo.ir
پیروز و سربلند.
جوینده.
یا حق.
پ.ن:
1. یادآوری میكنم كه همچین مسئلهای در عرف جامعه ما، اگر به باطل شدن شناسنامه فرد منتهی نشه، حداقل با مختل كردن كل زندگی، مجال موفقیت و موفق بودن رو از فرد میگیره!
طبقه بندی: دست نوشتههای من،
برچسب ها: جوینده، اینشتین، انیشتین، آلبرت، فیزیك، كوانتوم، نسبیت، خاص، عام، مدرن، پیشرفته، جدید، موفقیت، الگو، دانشمند،
چی تو چنته داری؟!
ارسال در تاریخ یکشنبه 12 دی 1389 توسط محسن الهامیان
سلام دوستان

وبلاگنویسی هم برای خودش عالمی داره. تجربیات و دنیایی داره.
اولش كه مخاطب و طرفدار نداری، به سرعت نور مطلب میذاری. حالا بعضیها دست نوشته و بعضیها دیگر نوشته متاسفانه!
بعد مخاطب پیدا میكنی. كسایی شبیه خودت كه علایقشون شبیه تو هست. به اونچه كه مینویسی یا میذاری، علاقه دارند مثل خودت. یك مدت مطلب میذاری به عشق نظر بقیه و اعلام تاییدشون! میگید نیاز به توجه؟ میگید كمبود محبت؟ طبیعیه به خدا!
مطلب میذاری و خونده میشه. میخونن و نظر میدن. هر بار سعی میكنی یا دستنوشتت جالبتر باشه و مثل الان من با كلمات بازی كنی، یا هم مطلبها یا دیگرنوشتههایی(!) كه میذاری جدیدتر و جالبتر باشه. میذاری و میخونن و نظر میدن و كیف میكنی. میذاری میخونن و نظر میدن و كیف میكنی. میذاری و ...!
تو این مرحله اگر وبلاگت از دستنوشتههای خودت تغذیه میشده باشه، مشكل پیدا میكنی. ایدههات برای نوشتن تموم میشن. اینجا هست كه باید خلاقیت رو نشون بدی. باید نشون بدی كه چقدر مشغله ذهنی داری؟ مشغله ذهنیت چی هست؟ دوست داری در مورد چی بنویسی؟ دیگه مثل قبل نمیتونی از بایگانی ایدههات استفاده كنی. كار سخت میشه.

مشغول كلنجار رفتن سر این هستی كه در مورد چی میتونی بنویسی، كه یكدفعه میبینی از آخرین نوشته و ارسالت توی وبلاگ خیلی میگذره. باید بنویسی، اگر میخوای كه از یاد نری.
این ماراتن و این اجبار وبلاگی، اگر خیلی برات مهم باشه در نهایت باعث ایجاد خلاقیت و دست به قلم شدن میشه (البته كپیپیسترهای محترم از این مقوله جدا هستند). این جایه كه باید بگم، بیا وبلاگنویس شو، ببینم چی تو چنته داری؟!
موفقتر از همیشه!
جوینده.
یا حق.
طبقه بندی: دست نوشتههای من،
برچسب ها: جوینده، نجوم، آماتور، آماتوری، وبلاگ، وبلاگ نویس، وبلاگ نویسی، مطلب، دست نوشته،
دنبالک ها: دست نوشتههای من،
منظور از علاقه و علاقمند بودن در نجوم آماتوری چیست؟
ارسال در تاریخ جمعه 10 دی 1389 توسط محسن الهامیان

در یكی از ارسالهای ابتدایی "مجموعه سوالات رایج نجوم آماتوری" در این مورد صحبت كردیم كه "چرا نجوم آماتوری؟!" و اینكه دلیل فعالیت برخی افراد در این زمینه چی هست؟ و نهایتا به این نتیجه رسیدیم كه یگانه علتی كه یك فرد به خاطرش در نجوم و در سطح آماتوری فعالیت میكنه، "علاقه"، "علاقه" و "علاقه" هست.
اما در این ارسال قصد داریم كمی دقیقتر در مورد این واژه، یعنی "علاقه" صحبت كنیم. حقیقتا منظور از علاقه و علاقمند بودن در نجوم آماتوری چی هست؟ آیا علاقه صرف و به عبارتی "دوست داشتن" آسمان و طبیعت و نجوم و ... كفایت میكنه؟ آیا با "دوست داشتن" نجوم میشه در اون پیشرفت كرد؟ آیا منظور از "علاقه" همون "دوست داشتن" هست؟ یك "علاقمند واقعی " چه كسی هست و چه فاكتورهایی باید داشته باشه؟
جواب رو باز هم با سوال شروع میكنم! به نظرتون چرا هر وقت كسی میخواد به یك گروه نجومی ملحق بشه، اول از همه ازش میپرسیم "به نجوم علاقه دارید؟" بدون شك "علاقه داشتن" باید مفهومی وسیع باشه.
وقتی در مورد "علاقه داشتن" و "علاقمند بودن" صحبت میكنیم، میتونیم این مقوله رو از دو بعد مورد بررسی قرار بدیم.
بعد نظری
بعد عملی
بعد نظری:
بدون شك منظور از یك فرد علاقمند كسی هست كه موضوعات نجوم براش جذاب هست و در او ایجاد هیجان میكنه. با دیدن یك شهاب از ته دل جیغ میكشه، زمانی كه از زندانی سقف خونه رها میشه بیشتر نگاهش به آسمون هست تا جلوی پاش (همون ماجرای سر به هوا بودن!)، عاشق رفتن به كویر برای دیدن یك پدیده خاص نجومی خصوصا در سردترین فصل سال هست، با دیدن ماه كامل لب افق دلش غش و ضعف میره برای بغل كردنش، وقتی میاد بیرون از خونه با صدای بلند میگه "پسرم مشتری كجاست؟!" و "دخترم زحل كجاست؟!" و دنبالشون میگرده و امثال اون.
بعد نظر و دیدگاهی یعنی همین. عاشق آسمون هستید؟ اینطور رفتار میكنید؟!

بعد عملی:
خیلی خلاصه. در بعد عملی منظور از علاقمند بودن "geek" بودن هست. لغت گیك رو برای اولین بار از یكی از دوستانم شنیدم. گیك امروزه معانی بسیار زیاد و غیرقابل توافقی داره ولی شاید بین تعاریف گوناگون این تعریف که «گیک کسی است که بر اساس شور و اشتیاق به پیش میرود» از همه صحیحتر باشه.
گیکها کارها را انجام میدهند چون از آنها لذت میبرند یا در آنها مجالی میبینند برای ارزیابی قابلیتهاشون. مشوق اولیه آنها پول یاشهرت نیست. گیکها معمولاً تمرکز بر موضوعی را مهمتر از نیاز به پذیرش اجتماعی میبینند و به همین دلیل معمولاً همنوایی اجتماعی آنها کم است و از نظر دیگران آدمهای عجیب و غریبی به نظر میرسند. این جدا شدن از اجتماع ممکن است به دلیل شکل، موضوع یا عمق علاقه آنها باشد. میشه گفت معادل فارسی گیك در حقیقت همون "خوره" خودمون هست. منتها مطمئنا در معنای مثبت و خوب.
حالا به نظرتون گیك یا خوره بودن در نجوم آماتوری یعنی چی؟ یك خورهی نجوم چطور رفتاری داره؟
نمونهای از رفتار یك خورهی نجوم ایدهآل. یك خورهی نجوم:
به شدت به دنبال اخبار و مقالات روز نجومی هست.- موجودی كه بیشترین فعالیتش در شب هست (با جغد اشتباه گرفته نشه لطفا!). به شدت مشتاق رصد و فعالیتهای نجومی هست.
- دغدغهی آموزش نجوم به بقیه رو همیشه داره.
- مفهوم واقعی لزوم "ترویج نجوم" رو درك میكنه.
- در برنامههای اجرایی نجومی فعال و پیشقدم هست.
- سعی میكنه از دانستههای خودش چیزی به اونچه بوده در زمینه نجوم اضافه كنه.
- اهل پژوهش و تحقیق و ارائه كنفرانسها و انواع فعالیتهای علمی در زمینه نجوم هست.
- اگر محصل باشه، بعد از اینكه كارهای نجومیش تموم شد، گاهی هم درس میخونه!
- اگر شاغل باشه، بعد از اینكه كارهای نجومیش تموم شد، به دیدن رئیسش میره. چون خیلی وقته همدیگه رو ندیدن!
- گاهی به دیدار خونوادش هم میره! بد نیست هر چند وقتی اونها رو هم ببینه.
یادمه تقریبا دو ماه پیش در این مورد با چند تا از بچهها صحبت كردیم. به این نتیجه رسیدیم كه یك فرد "علاقمند" به مراتب بیشتر از یك فرد صرفا با اطلاعات به درد گروههای نجومی میخوره. یك فرد با اطلاعات، كه علاقهای به فعالیت و كار نداشته باشه و بخواد فیس و افاده بیاد، به هیچ درد نمیخوره. تا این آقا مشغول ناز كردن و كلاس گذاشتن و از زیر كار در رفتن باشه، یك فرد علاقمند میاد صد برابرش تحرك و فعالیت نشون میده و اطلاعات مورد نیاز كسب میكنه و كلی هم مفید و آچار فرانسه میشه برای گروه!
منابع:
2. http://www.1000idioms.mihanblog.com وبلاگ "اصطلاحات روز انگلیسی آمریكایی"
3. http://fa.wikipedia.org ویكیپدیا
خوش باشید.
جوینده.
یا حق.
پ.ن:
1. این ارسال رو میتونید در اینجا ببینید: http://jooyande7.mihanblog.com/post/63
طبقه بندی: مجموعه سوالات رایج نجوم آماتوری،
برچسب ها: جوینده، نجوم، آماتوری، منجم، آماتور، آسمان، رصد، منجم آماتور، نجوم آماتوری، Astronomy، universe، علاقه، خوره، geek، astronomer geek، خوره نجوم، خورهی نجوم،
دنبالک ها: مجموعه سوالات رایج نجوم آماتوری،
تبلیغات
