دست نوشته های جوینده
بهترین تلاش برای بهترین بودن
درباره وبلاگ


محسن الهامیان، مدیر فروشگاه علم بازار ElmBazar.com هستم و در زمینه های علمی (نجوم) فعالیت دارم. من کار گروهی رو خیلی دوست دارم و سعی می کنم که یکی از بهترین اعضای تیم باشم. سعی می کنم خلاق باشم و کارهایی رو انجام بدم که به پیشرفت خودم، دوستانم، بشریت و آینده کمک کنه!

مدیر وبلاگ : محسن الهامیان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تا حالا تست کردید؟ تست کردید ببینید با یک دست چند تا هندونه میشه برداشت؟! با اجازتون، من تست کردم!
نتیجه هم روشهای زیر شد:
راه حل یک: اصلا چرا باید این کار رو بکنید؟ قبل از هر چیز به این فکر کنید که آیا واقعا لازم هست که این هندونه ها رو بردارید؟ واقعا این رو میخواید؟ در صورت لزوم، بی خیالش بشید!
راه حل دو: هندونه های کوچک و ریز بردارید. اینطوری می تونید چند تا هندونه با یک دست بلند کنید. به مرور دستتون هم قویتر میشه و می تونید هندونه های بزرگتری رو به صورت همزمان ببرید.
راه حل سه: یک ظرف بردارید و هندونه ها رو بذارید توش و ببرید.
راه حل چهار: به یکی بگید تو آوردن هندونه ها کمکتون کنه.
راه حل پنج: به جای اینکه هندونه ها رو ببرید به جایی که هستید، خودتون برید پیش هندونه ها.
راه حل شش: آب هندونه ها رو بگیرید و بقیش رو همونجا بذارید.
راه حل هفت: به جای هندونه، چند تا نارنگی ببرید. مطمئنا تعداد بیشتری به نسبت هندونه ها می تونید ببرید. تازه خوشمزه تر هم هستن!


حالا به اهدافتون فکر کنید و با استفاده از تکنیک های بالا، تعداد بیشتری از اونها رو در کمترین زمان ممکن انجام بدید.
با سپاس!




نوع مطلب : دست نوشته‌های من، 
برچسب ها : هندونه، برنامه ریزی، مدیریت زمان، هدف، اهداف،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 13 شهریور 1392
محسن الهامیان
درود بر دوستان عزیزتر از جان
از اینکه مدتهاست که در وبلاگ نمی نویسم، عذر میخوام.
در این لحظه (سه شنبه، 5 شهریور 1392، ساعت 17:15) به همراه دوستانم، در کنفرانس سالانه فیزیک ایران هستم. باز هم در همون قالب همیشگی و به عنوان تیم همکار (تیم رصدی) شرکت کردیم (موسسه علوم آسمان مهر).

جو و فضای علمی کنفرانس سالانه فیزیک ایران، یک بار دیگه موجی از اشتیاق علمی رو در من ایجاد کرد که تضاد اون با برخی از کمبودها و نیازهای زندگیم، شدیدا برام دردسر ساز شده. نیاز به داشتن در آمد مناسب و اشتیاق شدید برای فعالیت علمی، همون موضوع کذایی "علم یا ثروت" رو در زندگی من به وجود آورده. حالا با در نظر گرفتن اینکه هر کدوم از اینها دارای جنبه های جاه طلبانه ای هم هستند، میشه به عمق ماجرا پی برد.

از طرفی می دونم که برای آسودگی خاطر در فعالیت های علمیم نیاز به داشتن پشتوانه مالی و درآمد مناسب دارم و از طرفی هم دو سال سر و کله زدنم با بحث درآمدزایی به جایی نرسیده (که البته تا حدی متاثر از همون خصوصیت جاه طلبی و این هست که به هر نوع روش درآمدزایی هم راضی نیستم).

این موضوع مسئله ای نیست که فقط من یا افراد کمی دچارش شده باشیم و اونطور که حداقل برخی دوستانم در موسسه علوم و همکارانم در سایر شاخه های علمی (فیزیک، نجوم، روان شناسی، عمران، رباتیک و ...) رو می شناسم، اونها هم با همین مسئله گریبانگیر هستند. افرادی که اشتیاق شدیدی برای انجام فعالیت های علمی بیشتر و بیشتر (با برنامه ریزی و هدف لازم) دارند، اما دغدغه و مسائل مالیشون، اونها رو از این موضوع محروم کرده.

و نهایتا میرسه به اینجا که زمانی که در اینچنین کنفرانس هایی شرکت می کنی، به این نتیجه میرسی که شاید اشتباه کردی که یک حرکت علمی یا فعالیت علمی رو شروع کردی و از وقت خودت زدی. اینکه کمی احساس حقارت و کم بودنت در مقابل دیگران، آزارت میده و به این فکر می کنی که به خاطر وقتی که در یک حرکت علمی گذاشتی، عقب افتادی. اینکه شاید نیاز بود از همون راهی بری که همه رفتن ... بدون دردسر و جاه طلبی و قهرمان بازی.

بعد تمام این حرفها اما به این فکر می کنی که این تفکرات غیر منصفانه هست و موسسه علوم در شکل گیری شخصیت بهتر و افزایش تواناییهات تاثیر بسزایی داشته. به این فکر می کنی که اگر بتونی برنامه ریزی درست رو داشته باشی و راهش رو پیدا کنی، الان می تونی از دستاوردهای موسسه علوم (یا هر گروه دیگه ای که در اون هستی)، استفاده فوق العاده ای بکنی. به این فکر می کنی که ... .... ..... و این جَنگِ همیشگی میون فاکتورهایی مثل علم، ثروت، جاه طلبی، میل به فعالیت، خلاقیت و ... برای همیشه در تو ادامه پیدا میکنه.

به دنبال راه حلی سازنده هستیم.
هم من، و هم تمام دوستان و همکارانم.
برامون دعا کنید.




نوع مطلب : دست نوشته‌های من، 
برچسب ها : جوینده، محسنک، نجوم، نجوم آماتوری، دست نوشته های یک جوینده، برنامه ریزی، سردرگمی، علم، ثروت، هدف،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 5 شهریور 1392
محسن الهامیان
سلام مجدد به دوستان
آخرین باری که یک "آنچه گذشت" نوشتم، مربوط میشه به ابتدای سال ... 13 اردیبهشت! این تفاوت زمانی، حسابی برای خودم هم جای تعجب داشت و اون علامت سوال و تعجب‌های بعد عنوان مطلب هم به همین علت هست.
طبیعتا در این مدت اتفاقات زیادی افتاد. شاید بعضی‌هاشون رو اینجا نوشتم و در موردشون در پست‌های جداگانه‌ای حرف زدم. اما برگشتن به این سری از مطالب، بیشتر به علت رفتن بر سر یک برنامه‌ریزی شخصی بود. پس به همون روال کلی گذشته اکتفا می‌کنم و پرداختن به جزئیات مسائل رو به پست‌های احتمالی آینده واگذار می‌کنم.


  • دانشگاهی و درسی
به زبان ساده و کلی ... افتضاح.  نیت کردم کارشناسی رو به 12 ترم بکشونم به دلایل مختلف، که مهمترینشون مسائل مالی و درآمد هست.
  1. عملكرد مناسب در دروس و كلاس‌ها: افتضاح.
  2. كنفرانس‌ها، آزمون‌ها و كارهای عملی، خاص و هدفمند: فقط یک نمونه زندگینامه از ویلیام جیمز یا پروفسور مک دوگال قرار هست کار بشه.
  • نجومی یا علمی؟!
خوشحالم که این بخش از این به بعد تبدیل میشه به "علمی"!  جزئیات این موضوع رو به وقتش در ارسالی به صورت مفصل توضیح میدم. اما همینقدر بدونید که انجمن نجوم آسمان مهر، تبدیل شد به موسسه علوم راشا مهر!
  1. باشگاه‌های ماهانه: خیلی پیشرفت کردیم و یکی از بهترین باشگاه‌های ماهانه رو برگزار می‌کنیم. البته در جریان ثبت، جلوی برگزاری چندین باشگاه اخیر گرفته شده و پس از ثبت هم باشگاه‌های نجوم چند ساعتمون، تبدیل میشن به کارگاه‌های علوم یک روزه! بااااز بعدا در این مورد هم توضیح میدم مفصل.
  2. مركز گفتگوی منجمان پارسی زبان: همه چی آرومه. اونطور که تصورش رو می‌کردیم، پیش نرفت. اما خوبه. 
  3. خانه نجوم: درگیر کارهای ثبت هست هنوووووز. 


ادامه مطلب


نوع مطلب : آنچه گذشت، 
برچسب ها : آنچه گذشت، جوینده، برنامه ریزی، دهمین ماراتن مسیه، آسمان مهر، مرکز گفتگوی منجمان پارسی زبان، خانه نجوم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 24 اسفند 1391
محسن الهامیان
سلام مجدد به دوستان
اندک خوانندگان وبلاگ که دنبالم می کنند و نظراتشون رو بهم می رسونن.(1)
چندین ماه میشه که آنچه گذشت ننوشتم. اصلا دست و دلم به نوشتن نمیرفت و ضمن اون نیاز اصلی نوشتن این مطالبم یعنی "برنامه ریزی" دیگه چندان حیاتی نبود. به لطف همون آنچه گذشت ها، دیگه به برنامه ریزی حتی بدون آنچه گذشت ها عادت کرده بودم. به حدی رسیده بودم که نسبتا ازش راضی بودم و روند خوبی داشتم.
اینکه از فعل گذشته استفاده می کنم در جمله ها، به این معنی نیست که الان دیگه اونطور نیستم و باز مشکلی ایجاد شده و نیومدم که دوباره در همون سطح کار کنم. نه، (شکر) دیگه مشکلی با برنامه ریزی کردن ندارم و کارهام رو نسبتا خوب پیش می برم. اما الان اومدم برای شروع دوره ای جدید و پر فشار تر از قبل.
بذارید اونچه که در این مدت گذشت رو براتون بگم تا باز همراه بشید با من و اتفاقات زندگیم و متوجه بشید چرا دوباره شروع شد وبلاگ.

آخرین آچه گذشت من برمیگرده به مطلبی که در بحبوحه ماراتن مسیه دهم و دبیری موقتم در آسمان مهر و درگیری هاش نوشته شد. اما بذارید به همون سبک قدیم، یعنی آنچه گذشت 32، لیست کنم زمینه ها رو تا بگم چه اتفاقاتی افتاد.


  • دانشگاهی و درسی
  1. عملكرد مناسب در دروس و كلاس‌ها: شکست خوردم، به همین سادگی!
  2. كنفرانس‌ها، آزمون‌ها و كارهای عملی، خاص و هدفمند: به مورد قبلی رجوع کنید!
  3. دوره كلاس‌های مشاركتی: دوستان موافقت نکردند!
  4. كلاس‌های زبان: خیلی بد رفتم. اما خب هنوز هیچ مشکلی وجود نداره و فقط با 9 ماه تا یک سال کار راحت می تونم تافلم رو بگیرم.
  • نجومی
در ابتدا لازمه اشاره کنم که الان تقریبا دبیر انجمن من هستم و مشغول کار.
  1. باشگاه‌های ماهانه: در کل خوب بود. باشگاه های تابستون انجمن رو به کانون های پرورش فکری بردیم و باشگاه هایی با محوریت نجوم کودکان برگزار کردیم که بسیار عالی بود. باشگاه بعدی هم که مربوط به جمعه همین هفته میشه و مسئولیتش به یکی از بچه ها (محمدحسین محسنی) سپرده شده تا اگر خوب کار کرد، مسئولش باشه.
  2. مسئولیت‌زیرگروه‌ها: نا بسامانی ها و نا هماهنگی های موجود در انجمن اونقدر بود و اینقدر من در مرز دبیر بودن و نبودن این طرف و اون طرف شدم که واقعا نرسیدم به انجامش. با اینکه وضع زیرگروه های مشخص شده برای فعالیت (ابزار اپتیکی، مقدماتی و پیشرفته) خیلی بد نیست، در اولین فرصت به امورشون رسیدگی می کنم.
  3. مركز گفتگوی منجمان پارسی زبان: تا راه افتادن بزرگترین کار عمرم، تنها چند روز باقی مونده. بزرگترین تغییر اعمال شده در پروژه هم این بود که کلا شخصیش کردم! منتظر یک ابرغول اینترنتی-نجومی باشید!!
چند اتفاق جالب:
ماراتن مسیه دهم با موفقیت طی شد، اما بعدش بازخوردها و برخوردهای به شدت بدی رو داشتیم که واقعا از نجومی ها انتظار نداشتم!
در حاشیه ماراتن مسیه دهم، از طرف برنامه 20 شبکه خراسان جنوبی، به عنوان جوان موفق و برتر باهام مصاحبه کردن!
علاوه بر لوح تقدیر ماراتن دهم، یک لوح به عنوان سمن برتر هم به نفع خودم و انجمن، اضافه کردیم به لیست لوح ها. 
  • فراروان‌شناسی
  1. همون قدر آروم و بی سر و صدا موند و تقریبا کاری انجام ندادم!
  • وبلاگ
  1. ادامه سلسله مطالب آنچه گذشت‌ها: کاملا از اوضاع وبلاگ مشخصه که هیچ کاری انجام نشد.
  2. ادامه سلسله مطالب "مجموعه سوالات رایج نجوم آماتوری": به مورد قبلی رجوع کنید!
  3. ادامه سلسله مطالب "ایده‌های من": به مورد قبلی رجوع کنید!
  4. ادامه سلسله مطالب "تو چیكار كردی؟!!!": به مورد قبلی رجوع کنید!
  • درآمد
  1. پروژه "اسمشو نبر": به سرانجام نرسید. ضمن اینکه ارتباطات میون این پروژه هم به شدت به هم ریخت.
  • متفرقه
  1. تمرین‌های خاص شبانه: سعی کردم اما پایدار نموند. دوباره از سر می گیرم.
  2. كارها و مشغله‌های شخصی: بیشتر از قبل به فکر خودم بودم. مخصوصا این اواخر و در جریان مسافرت دو هفته ای.
  3. یادگیری "اسمشو نبر": یکی دو بار تلاش کردم، اما نشد. پول دستم برسه، یک دوره میرم و بعد میام میگم چی بوده. 

خب همین.
حالا از بین تغییراتی که دیدید و تقریبا تیتروار خوندید، بزرگترین دلیل اومدن و نوشتن دوبارم و برنامه ریزیم، مرکز گفتگو هست. همونطور که گفتم، منتظر یک ابرغول اینترنتی-نجومی باشید!! قول میدم فراتر از تصورات خیلی ها باشه. 





یک سری پست جدید و حرف ها و دست نوشته های جدید هم برای نوشتن و گفتن دارم که در اولین فرصت، میذارمشون تو وبلاگ.
در آرزوی آنکه چنان باشیم، که به نقش طلا بنویسند نام تک تک مان را. 
بی نهایت باشید و دور از تصور.
جوینده.
یا حق.
============================
پ.ن:
1. به یکی از دوستان قول دادم که روزی برسه که بالای 100 نفر همزمان آنلاین باشند در وبلاگ (کادر سبز کنار صفحه). می دونم که اون روز میرسه، البته چند سال دیگه. 




نوع مطلب : آنچه گذشت، 
برچسب ها : آنچه گذشت، جوینده، برنامه ریزی، ماراتن مسیه، دهم، دهمین ماراتن مسیه، دانشگاه، درس، نجوم، آسمان مهر، مرکز گفتگوی منجمان پارسی زبان،
لینک های مرتبط : آنچه گذشت ها،

       نظرات
شنبه 26 شهریور 1390
محسن الهامیان
سلام دوستان
در طول تمام ترمی كه گذشت، "آنچه گذشت" نوشتم و برنامه‌ریزی كردم. سعی كردم خوب برنامه بچینم و به بهترین شكل عملی بكنم برنامه‌هام رو.
سبك‌های مختلف برنامه‌ریزی، از روزانه و هفتگی گرفته تا ماهانه و پولی و آزاد، كه همه و همه فقط برای این بود كه بتونم برنامه بهتری برای پیشرفتم توی تمام زمینه‌هایی كه مد نظرم بود داشته باشم.
برنامه‌هایی كه اكثرا با یك ادعا شروع میشد و قاعدتا باید با یك عمل مناسب و خوب تموم میشد. كه خب در خیلی موارد اینطوری بود و در بعضی موارد هم نه متاسفانه.
قرار نیست این ارسالم خیلی طول بكشه و احیانا یك طومار بلند بالا از فواید آنچه گذشت‌ها بنویسم. فقط چند تا حرف از طرف خودم می‌زنم، اول، و یك توصیه خیلی ساده هم می‌كنم به تمام دوستان، آخر!

اول، چند تا حرف از خودم!
هیچ چیز، هیچ چیز، هیچ چیز نمیتونه به اندازه یك برنامه كاری كه روی كاغذ آورده شده یا اینكه به هر شكلی در موردش فكر كردید و جایی ثبتش كردید، توی پیشبرد موفق كارهای شما كمكتون كنه.
نوشتن مداوم برنامه‌ها و امتحان كردن سبك‌های مختلفش، بعد از مدتی باعث میشه در این كار مهارت پیدا كنید و در كمترین زمان، بیشترین كار رو انجام بدید. كارهای مختلف و تجارب مختلف رو امتحان كنید و نهایتا زمانی متوجه بشید كه در طول یك روز كارهای بسیار زیادی رو مدیریت، نظارت یا اجرا می‌كنید، كه از عهده كمتر كسی ساخته هست.
برنامه‌ریزی نوعی مدیریت زندگی فردی هست، پس مطمئنا با برنامه ریزی و آنچه گذشت‌ها، توانایی مدیریتی شما افزایش پیدا می‌كنه.
این ادعاهایی كه خصوصا در یك وبلاگ می‌كنید، باعث میشه خیلی ساده اگر انجامش ندید، رسما ضایع بشید و كم جلوه داده بشید در نظر دیگران. برای همین معمولا برنامه‌هایی كه در اینجور جاها می‌چینید انجام میشن یا به عبارتی مجبور هستید انجامش بدید.
متن‌هایی كه تحت عنوان آنچه گذشت نوشته میشه خودشون میتونن منبعی از خاطرات شما و محلی برای ثبت تمام اتفاقات، رویدادها و خاطراتی باشه كه ممكنه بعدا فراموشش كنید. با بازگشت به این دست نوشته‌های آنچه گذشتی، می‌تونید به خیلی از افكار، نگرش‌ها، باورها، مشغله‌های ذهنی و خاطراتی كه در گذشته داشتید، از نمایی دور نگاه كنید و با توجه به آگاهی جدیدی كه نسبت به اون زمان پیدا كردید، نسبت به اونچه كه انجام دادید، فكر می‌كردید، احساس می‌كردید یا باور داشتید، برداشت جدیدی داشته باشید و قضاوت تازه‌ای نسبت به اونچه قبلا داشتید، داشته باشید. (1)
خیلی مهمه كه به اونچه كه در آنچه گذشت‌ها میاد عمل كنید.(2) در این بین ممكنه كمی اذیت بشید و دلتون نخواد یك سری كارها رو انجام بدید. اما این برنامه شماست. قرار نیست همش آسون باشه. مثلا همین الان من اصلا حال و حوصله نوشتن همین متن رو نداشتم، اما چون می‌دونستم جزء برنامه‌هام هست ناچارا انجامش دادم.


آخر، یك توصیه خیلی ساده!
آنچه گذشت‌ها رو در قالب یك وبلاگ شخصی امتحانش كنید.
به شدت توصیه می‌كنم.
همین.





شب خوش.
جوینده.
یا حق.

پی نوشت:
1. خیلی عبارت و جمله سختی شد! خیلی!!!
2. خیلی سر این قضیه حساس باشید. بدترین اتفاق میتونه این باشه كه انجام ندادن برنامه‌هایی كه می‌چینید براتون عادی بشه.

آخر نوشت:




نوع مطلب : آنچه گذشت، 
برچسب ها : جوینده، آنچه، گذشت، آنچه گذشت‌ها، برنامه، برنامه ریزی، موفقیت، مدیریت، نجوم، آماتور، آماتوری، كار، فعالیت، تفكر، نگرش، باور، احساسات، احساس، افكار،
لینک های مرتبط : آنچه گذشت‌ها،

       نظرات
دوشنبه 18 بهمن 1389
محسن الهامیان


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic