بهترین نمایش وبلاگ در مرورگر گوگل كروم اخبار وبلاگ: صفحات جانبی "درباره من" و "فعالیت‌های من" طراحی و آماده شدند برای حمایت از این وبلاگ بر روی بنر مسابقه وبلاگ‌ها در كنار صفحه كلیك كنید و رای دهید دست نوشته های جوینده - مطالب آنچه گذشت *********** ***********























دست نوشته های جوینده

بهترین تلاش برای بهترین بودن

سلام
یك روز دیگه هم گذشت.
این بار این عكس پایینی تقریبا منم:



خب امروز قالب جدید رونمایی شد. اسمش رو گذاشتم "پسری در خورشید". قالب‌های بعدی رو كه ببینید، حتما خوشتون میاد. چون به این مربوط میشن.
همونطور كه از پست قبلی پیداست كامل تو شوك بودم (بهانه بنی اسرائیلی)!!!
ولی خب دیگه فكر نكنم بتونم از این بهانه ها بیارم. چون برام گرون تموم میشه!
به پیشنهاد یكی از دوستان (كه نمی‌دونم می‌تونم اسمی ازش بیارم یا نه)، قرار شد این طرح "آنچه گذشت" رو یك كم خشن‌ترش بكنیم! به این شكل من برای فردا برنامه ریزی می‌كنم. اگر انجام دادم كه هیچ. اما اگر انجام ندادم ... واویلااا!!!
قرار شد اگر كمتر از 70 درصد برنامه‌هایی رو كه در نظر گرفتم رو انجام ندم، در مورد یكی از چیزهایی كه برام ارزش داره، خودم رو جریمه كنم! پول، اینترنت، تفریح یا هر چیز دیگه‌ای كه برام ارزش زیادی داره.
فعلا قرار شد جریمه من این باشه كه اگر كمتر از 70 درصد از كارها رو انجام ندادم، 1000 تومن بریزم به حساب بهترین دوستم (پسرخالم محمد)!!!
توهین نكن آقا! خانم با شما هم هستم.
می‌دونم تو ذهنتون چی میگذره و چی میگین با خودتون. اما یك كم فكر كنین. خوبه هاااااا!!! 

و اما برنامه فردا:
  • باید حتما یك بار دیگه شانسم رو برای پیدا كردن اون آقای گمشده امتحان كنم.
  • باید یك مقدار از مطلب انواع بیمه نامه‌ها رو بخونم.
  • باید یك مقدار از مطلب كار تیمی رو كه یكی از دوستان داده بخونم. ممكنه در آینده نیاز بشه.
  • و باید حداقل سعی كنم كه یك ترجمه انجام بدم.




حالا تا ببینیم چی میشه. زور تنبلی بیشتره، یا پول؟!!!
شب خوش.
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در چهارشنبه 24 شهریور 1389 ساعت 01:36 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام
مختصر و مفید میگم.
متاسفانه وقت زیادی برای نوشتن این پست  ندارم.
توی روزی كه گذشت فقط جزوه‌های با ارزش یكی از استادام رو كه تایپ كرده بودم رو آماده كردم.
به نظر ساده میاد، ولی اینطور نیست. كلی زحمت داشته و هنوزم داره!
رصد خارج از شهر هم حداقل فعلا كنسل شد. پس طبیعتا از گزارش رصد هم خبری نیست.




روز خوش.
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در سه شنبه 23 شهریور 1389 ساعت 01:19 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام دوستان
هفت روز از اجرای این طرح گذشت.
از طرح راضی هستم، اما از خودم نه. شاید بگید زمانی می‌تونی از این طرح راضی باشی كه از خودت هم راضی باشی. یعنی طرحت جواب داده باشه.
اما من فكر می‌كنم طرح خوبه و نیاز به زمان داره تا جواب بده. منم نیاز به زمان دارم تا بهش عادت كنم و سازگار بشم با تلاش و فعالیت زیاد.

این بار عكسی برای گذاشتن ندارم. عكسی كه بذارم و بگم من امروز اینجوری بودم.
توی روزی كه گذشت همه جور كاری انجام دادم. از انتخاب واحد عجیب غریب شانسی، تا قصد ترجمه‌ای كه زورم بهش نرسید!
امروز باز هم بیشتر روی وبلاگ كار می‌كردم. یك كارایی برای افزایش آمار بازدید وبلاگ و زیاد شدن مهمونای سایت انجام دادم كه فكر می‌كنم خیلی خوب گرفته.
از اون آقا هم خبری نیست. اساسا دنبالش رو هم نگرفتم!

این اولین باره كه بین دو تا سری از "آنچه گذشت"ها مطلبی رو نگذاشتم.
به احتمال زیاد فردا با بچه‌ها برای رصد بریم خارج شهر. باید دید منم رفتنی میشم یا نه.
برای فردا سعی می‌كنم مطلب مربوط به "بازاریابی بیمه" رو بخونم(1). ممكنه به زودی كلاس‌های آموزشیش شروع بشه. می‌خوام با آمادگی شركت كنم.

در ضمن قالب روز دوشنبه همونطور كه می‌بینید كدگذاری شد و روی وبلاگ قرار گرفت.




امیدوارم فردا روز بهتری باشه.
روز خوش.
جوینده.
یا حق.


پ.ن:
1. مشروط به اینكه برنامه رصد و كارهاش، وقتم رو پر نكنه.

نوشته شده در دوشنبه 22 شهریور 1389 ساعت 01:04 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام دوستان
جدیدا مشكلی پیش نیومده براتون؟ بعد از ماه رمضون منظورمه. من كه كامل هنگ كردم. آخرش نفهمیدم بخورم یا نخورم؟!

خب، این عكس‌های پایینی دقیقا خودِ خودِ خودمم (البته مال دو روز پیشه، اما تازه رسیده دستم):

در حال رصد با دوچشمی


خب من هنوز موفق به پیدا كردن گمشده مورد نظر نشدم. پس مسلما از چایی و گپ با رئیس جمهور هم خبری نیست(1)!
امروز كار خاصی جز تلاش برای پیدا كردن همین آقا نداشتم. گوشیش رو جواب نمیده!
البته گزارش رویت هلال رو هم همونطور كه قول داده بودم، آماده كردم و گذاشتم.
یك قالب جدید هم برای وبلاگ گذاشتم كه می‌تونید ببینید. این قالب مخصوص روز یكشنبه هست. همونطور كه گفتم از این به بعد برای هر روز هفته، یك قالب به خصوص خواهیم داشت.

فردا روز انتخاب واحد دانشگاهمه. پس فكر كنم همه كارهام تعطیل باشه. با این حال سعی می‌كنم كارهای دیگه‌ای رو هم انجام بدم و مقداری از خمودگی و تنبلی یكی دو روز گذشته دربیام.






شب خوش.
جوینده.
یا حق.


پ.ن:
1. رجوع شود به پست "آنچه گذشت 3"!!!

نوشته شده در یکشنبه 21 شهریور 1389 ساعت 01:21 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام
 ..... ..... چقدر دیر كردم! به نظر كسی متوجه نشد.
اااااااا!!! تو منو دیدی؟! ساكـــــــت! هیسسس! هیچی نگو!!! 
اااااااااا!!! این چه كاریه می‌كنی؟! داد نزن. داد نزن میگم آقا. 
 لو رفتم. كار خودت رو كردی! 


ببخشید دوستان اگر یك كم دیر شد.
خب. این بار این پایینی، تقریبا منم:


خب دلیلشم همین متنی هست كه تو پست قبلی ویرایش كردم و گذاشتم.
هنوز كه هیچ كس نظرش در مورد اون متن نگفته. من منتظرم هااااااا!!!

به نظر هنوز نمی‌تونم با رئیس جمهور چایی بخورم و گپ بزنم(1). امروز معلوم میشه كه میشه با اون آقا صحبت كنم یا نه.
كار خاص دیگه ای هم نكردم. یك قالب جدید برای وبلاگ آماده كردم و كدهاش رو زدم، كه میبینیدش. از این به بعد هر روزِ هفته یك قالب خاص داریم. كه مجموعا میشه 7 قالب!
امكان ارسال برای دوستان رو هم براتون گذاشتم در منوی سایت تا اگر مطلبی به نظرتون جالب بود، برای دوستاتون بفرستید.
امكان ترجمه صفحه به 36 زبان رو هم به وبلاگ اضافه كردم. امیدوارم از هر 36 زبان خواننده داشته باشم!

تموم شد دیگه. همین. كار خاص دیگه‌ای هم نكردم. گزارش رویت هلال هم هنوز آماده نشده. اما قول میدم كه براتون جذاب باشه.






روز خوش.
جوینده.
یا حق.

پ.ن:
1. رجوع شود به آنچه گذشت 3!!!


نوشته شده در شنبه 20 شهریور 1389 ساعت 08:03 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام
بازم عید رو به همه دوستان تبریك میگم.
اسم این پست رو گذاشتم "آبكی" چون چیز زیادی برای گفتن ندارم و بعدا براتون میگم.
این بار ... این عكس پایینی، دقیقا منم!



البته این من نیستما. همینجوری گذاشتم!
عكسای خودم رو به همراه ماجرای رویت هلال به زودی براتون میذارم. 
مسلما با ماجرای رویت هلال امروز، كارهایی كه قرار بود انجام بدم بهم ریخت. یكدفعی پیش اومد.
به همین حساب این پست صرفا یك پست اطلاع رسانی و جهت قطع نشدن سلسله گزارشهای "آنچه گذشت" بود. پست آبكی! 






طاعات و عبادات قبول. 
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در جمعه 19 شهریور 1389 ساعت 12:36 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام
یادش بخیر یك زمانی می‌خوابیدم!
گزارش كاری امروز.
این بار باید بگم، این عكس پایینی یك جورایی منم!


خوره كامپیوتر

روز گذشته رو كلا به كارهای وبلاگ رسیدم. مطلب قبلیم خیلی خوب بود و مورد پسند چند تا از دوستان هم قرار گرفت. تا حدودی میشه گفت كه نداشتن برنامه باعث شد كه كار خاصی انجام ندم. البته بیكار هم نبودم. كارایی كه روی وبلاگم انجام دادم، یكی همین مطلب قبلی بود و بعدی هم ایجاد دو صفحه جانبی "درباره من" و "فعالیت‌های من" بود. این صفحات رو در بخشی به همین نام در منوی وبلاگ می‌تونید ببینید.
درباره من در اینجا.
فعالیت‌های من در اینجا.
در بالای سایت هم دو تا نوار متحرك برای اخبار سایت ایجاد كردم. همونطور كه می‌بینید خیلی ریز هستند. اگر كسی كد و نوار متحرك بهتری سراغ داره، منو خبر كنه. ثواب داره!

برای فردا (یعنی همین امروز) قصد دارم برم دنبال همون آقایی كه استادم میگفت گیر آوردنش از رئیس جمهور هم سختتره بگردم. با این اوصاف اگر بتونم ایشون رو گیر بیارم، یعنی هر وقت بخوام می‌تونم خیلی راحت با رئیس جمهور یك چایی بخورم و گپی بزنم! 




روز خوش.
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور 1389 ساعت 02:57 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام!
سلااام!!
سلااااام!!!
الو، صدام میرسه؟ سلااااااااااااام! یوهووووووووووووو!!!

این عكس پایینی یك جورایی منم!



خب امروز (البته بهتره بگم دیروز!) خیلی بهتر بودم. كارایی كه گفته بودم رو انجام دادم.

  • رفتم برا تحقیق روانشناسیم مشورت كنم كه استادم گفت مرد مومن، این ره كه تو میروی به تركستان است! اول برو با این یارو صحبت كن، ولی حواست باشه كه گیر آوردن ایشون از رئیس جمهور هم سختتره!! موندم این آدم كیه كه اینقدر گیر آوردنش سخته!(1)

  • رفتم جزوه استادم رو تحویل بگیرم از این رفیقم. بازم آماده نكرده بودش. دیگه داره اعصابم رو خورد می‌كنه. قرار شد تا فردا (ی امروز) دیگه حتما آمادش كنه. به خودشم گفتم: "شك دارم، از این حرفا زیاد زدی". به خودشم گفتم: "یادته بار پیش هم گفتم شك دارم؟!!!".

  • و اما قسمت هیجان انگیز ماجرا. ترجمه مطلب فراروانشناسیم تموم شد. لامسسگ(2) 6 صفحه شد ترجمه نهاییش. در پوست خودش نمی‌گنجم! حالا انشاءالله ماجرای این ترجمه‌ها رو هم بعدا براتون تعریف می كنم. خیلی زود. شاید همین امروز.

  • یك سری كارهای دیگه هم كردم كه یا اجازه گفتنشون رو فعلا ندارم یا سرنوشتشون هنوز معلوم نیست!

فكرای زیادی برای وبلاگ دارم. حالا متوجه میشید.
نمی‌دونم امروز میخوام چیكار كنم دقیقا. اما خب باز خبرتون می‌‌كنم آخر شب كه چی شد و ... چی نشد.






روز خوش.
جوینده.
یا حق.


پ.ن:
1. حالا تو روزای بعد كه به احتمال زیاد در پیدا كردنش به بن بست خوردم، ازش براتون میگم.
2. ببخشید بی ادبی شد، اصطلاح بین دوستانه!

نوشته شده در چهارشنبه 17 شهریور 1389 ساعت 04:06 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام
برای انتخاب عنوان این پستهام خیلی فكر كردم.
آخرش هم تصمیم گرفتم همین عنوان ساده رو بذارم. باز اگر شما عنوان بهتری سراغ داشتید، بگید تا عوضش كنم.



امروز برای شروع خوب بود. برنامم این بود كه یك ترجمه ای رو كه شروع كرده بودم رو تموم كنم و بعد هم بیام اینجا قلدریش رو بكنم!  اما خب تموم نشد و هنوز یك ساعت دیگه كار داره. 
به هر حال برای شروع خوب بود. میخوام فردا برم در مورد تحقیق روانشناسیم با استادم مشورت كنم و كار تایپ جزوه رو به یك استاد دیگم تحویل بدم. البته ترجمه رو هم تموم می كنم. حالا باید دید كدوم یكی از اینا رو انجام میدم. امیدوارم كه خوب باشه. 





خوش باشید. 
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در دوشنبه 15 شهریور 1389 ساعت 10:42 ب.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام
بالاخره میهن بلاگ درست شد!!!
آخرشم نفهمیدم مشكل از كجا بود! فقط تو شهر ما میهن بلاگ و كلوب مشكل پیدا كرده بودن.




چند وقت پیش تو انجمن مغان یكی از بچه ها یك تاپیك درست كرده بود در مورد اینكه چرا تنبلیم و تنبلی می كنیم و راهش چیه؟!!!
منم خیلی فیلسوفانه و پر از ادعا رفتم این متن رو در جواب تو اون تاپیك گذاشتم:


من خیلی در این مورد فكر كردم.
در مورد اینكه چطور باید با این حس مقابله كنیم.
و در نهایت فقط به یك نتیجه رسیدم. فقط قدم اول رو برای كاری كه میخواید انجام بدید، بردارید. اگر میخواید ترجمه كنید، فقط دیكشنریتون رو بردارید و بیارید و اولین كلمه و اولین جمله رو شروع كنید.
فقط 5 دقیقه، فقط 5 دقیقه كار رو انجام بدید. 5 دقیقه كه می تونید. نمی تونید؟
بعد از 5 دقیقه اگر واقعا به انجام اون كار علاقه داشتید، اصلا اون حس رو فراموش می كنید و یادتون میره كه تنبل شده بودید!
یك موقع به خودتون میاید و می بینید كه مثلا چند ساعتی هست كه دارید ترجمه می كنید. احساس غرور، افتخار و مفید بودن می كنید. خودتون رو تحسین می كنید و این میشه روحیه ای كه باز هم قدم اول و پنج دقیقه اول رو برای بقیه كارهایی كه براتون مونده، بردارید. تا باز هم بتونید احساس غرور و افتخار كنید و از خودتون راضی باشید. تا هر وقت با كسی حرف زدید و خواستید در مورد خودتون بگید، با غرور (البته از نوع مثبتش) بگید:

(یك تبسم روی لبتون دارید) اممممم ... خب راستش من برای خودم یك برنامه منظم دارم ... شب قبل روزی كه میخواد بیاد، میشینم فكر می كنم كه چیكار میخوام بكنم و خب روز بعد هم هرجور شده انجامش میدم ... البته گاهی تنبل میشم، اما خب همیشه فقط قدم اول رو برمیدارم ... فقط پنج دقیقه اول رو شروع می كنم (لطفا تبسم رو فراموش نكنید)!!!

این بهترین راه برای مقابله با تنبلی هست. تضمینی و امتحان شده.
فقط 5 دقیقه. از پس 5 دقیقه كه برمیاید. درسته؟

همه ما به دنبال یاد گرفتن چیزهای جدید برای بالا بردن ارزش خودمون هستیم. هموننطور كه توی امضام نوشته:
"برای بالا بردن ارزش خود، تمامی آموزشهای لازم را فرابگیرید".
و توصیه می كنم حتما برنامه دایره از شبكه آموزش كه مجری مثبت و توانای برنامه آسمان شب شبكه چهار هم اجراش می كنه رو ببینید، و بشنوید كه همیشه ابتدا و میان و انتهای برنامش چی میگه.
میپرسین چی میگه؟
خب خودتون برید ببینید. ضرر نمی كنید و مطمئنم مشتریش میشید. (1)






موفق باشید.
جوینده.
یا حق.

------------------------------------------------------------------------------
پاورقی:
1. هركی بتونه بگه منظور من كدوم جمله ایشون هست، 20 امتیاز مثبت و یك لبخند و تحسین از من هدیه میگیره!!!



حالا بعد از یك مدت دقت كردم دیدم ای بابا، من دقیقا شدم مصداق ضرب المثل "عالم بی عمل و زنبور بی عسل". خودمم اون پنج دقیقه رو شروع نمی كنم!!! اون همه نقشه و ایده كه تو ذهنم دارم، فقط تو ذهنم موندن و در رو روشون قفل كردم. نمیذارم با عملم حضور پیدا كنن تو دنیای واقعی. هر روز فقط میگم فردا فلان كار و فلان كار رو انجام میدم، اما اینطور نیست و تنها در انتهای شب به این فكر می كنم كه یك شب دیگه هم گذشت و هیچ كاری نكردم. و تقویم ذهنم رو ورق میزنم و با نگرانی به انتهای تابستون و فرصتم و شروع دانشگاه و كم شدن فرصتم فكر می كنم.
امروز با خودم گفتم این اعتراف رو اینجا بكنم و خودم رو موظف كنم كه در انتهای شب بیام اینجا بگم چیكار كردم.
بلكه منم تكونی خوردم و پیشرفتی كردم. شاید این حساب پس دادن به وبلاگ و به شما كه خوانندش باشی، باعث بشه كه بیشتر تلاش كنم.

پس منتظر باشید.





موفق و سربلند.
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در دوشنبه 15 شهریور 1389 ساعت 02:07 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت
********************
********************