بهترین نمایش وبلاگ در مرورگر گوگل كروم اخبار وبلاگ: صفحات جانبی "درباره من" و "فعالیت‌های من" طراحی و آماده شدند برای حمایت از این وبلاگ بر روی بنر مسابقه وبلاگ‌ها در كنار صفحه كلیك كنید و رای دهید دست نوشته های جوینده - مطالب محسن الهامیان *********** ***********























دست نوشته های جوینده

بهترین تلاش برای بهترین بودن

سلام دوستان
با تاخیر دوباره خدمت رسیدم.البته تاخیر هم علتی داشت. اون هم خرابی‌های چندباره منطقه‌ای میهن بلاگ به دلیل‌های معلوم و نامعلوم بود!
اما خبر جالبی براتون دارم. من در دو روزی كه گذشت، اصلا بی‌كار و تنبل نبودم و فعالیت‌های نجومی زیادی داشتم، اما خب بازم خودم رو جریمه می‌كنم و پسرخالم رو پولدار! علتش هم اینه كه این بار در بخش برنامه‌ریزی مشكل داشتم و با اینكه فعالیت زیادی داشتم، اما برنامه‌هایی رو كه تعیین كرده بودم رو انجام ندادم.
پس با این حساب به ازای این دو روز 2.000 تومن میریزم به حساب پسرخاله‌ی عزیز!!! 
در این مدتی كه گذشت فقط برای كارهای كلاس زبان آموزشگاهم هماهنگ كردم و اون مطلب خاص نجومی رو آماده كردم. البته فعالیت‌های نجومی زیادی از جلسه گرفته تا ترجمه و خیلی‌ چیزهای دیگه رو انجام دادم، كه متاسفانه اون قسمت خیلی چیزهای دیگه رو نمی‌تونم بگم! البته دوستان نجومی گروه خبر دارند!!


با این حساب این موارد برای فردا باید انجام بشن:
  • تكمیل ثبت‌نام آموزشگاه زبان
  • خوندن متن كار تیمی
  • انجام قسمتی از ترجمه مطلب فراروانشناسی
  • انجام كارهای نجومی اینترنتی (این جدید اضافه شده و فعلا موندگاره و یك بخش زیادی از وقت من رو میگیره)!!!
ضمنا قالب روز دوشنبه وبلاگ رو هم فراموش كرده بودم بذارم. اما قالب امروز رو گذاشتم. 
اولین سری مطالب "تو چیكار كردی؟!!!" رو هم سعی می‌كنم بذارم.





خوش باشید.
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در سه شنبه 30 شهریور 1389 ساعت 03:03 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام دوستان
كلا میخوام یك كاری بكنم هر وقت اومدین این وبلاگ از خودتون شرمنده بشید! (1)
یك طرح جدید در وبلاگ رو شروع می‌كنیم. سلسله مطالبی تحت عنوان "تو چیكاری كردی؟"!!!


در این طرح قراره به دست‌آوردهای بقیه بپردازیم و بگیم چیكار كردند. و همیشه در آخر هر كدوم از این سلسله مطالب این سوال رو بپرسیم كه ... "تو چیكار كردی؟"!!!
به این شكل می‌خوایم تلنگری بزنیم به خواننده‌های وبلاگ تا (مثل خودم) از خواب خرگوشی دربیان. و اگر دیدن جوابی برای این سوال "تو چیكار كردی؟" ندارن، حتما به فكر جور كردن یك جواب باشن. جوابی كه دنبالش رفتن، باعث پیشرفت و ترقی میشه مطمئنا.


این بررسی كار افراد موفق دو جنبه ممكنه داشته باشه. میتونه فردی باشه و به بررسی سیر كارها و در نهایت موفقیت یك فرد (كه ارزش بررسی رو داشته باشه) بپردازیم، و میتونه جمعی باشه و بگیم توی مثلا روزی كه گذشت، مختصرا فلانی این كار رو كرد و فلانی این كار رو كرد و فلانی ... حالا تو چیكار كردی؟!!! پاشو خودت رو جمع كن!!!!!

  • اگر عنوان مناسب‌تری برای این سلسله مطالب داشتید، لطفا در بخش نظرات بگید. خوشحال میشم ایده‌هاتون رو بدونم. بنا به همون تكه كلام همیشگی ... كمی خلاقیت لطفا!!! (2)
  • دوستانی كه فكر می‌كنند كار مهمی توی زندگیشون كردن، می‌تونن مختصر یا كامل (میل خودشونه) شرح این موفقیت یا فعالیت مهمشون رو بنویسن تا به نام خودشون (مستعار یا واقعی) در وبلاگ چاپ كنیم.
  • لطفا پاسخ هر سری از این مقالات رو بدین و بگین كه كاری كردید در مدتی كه گذشت، یا نه؟! من منتظر جواب‌هاتون هستم.








امیدوارم كه از این طرح خوشتون بیاد.
روز خوش.
جوینده.
یا حق.


پ.ن:
1. البته این شرمندگی خیلی براتون خوبه و امیدوارم باعث پیشرفت بشه. بهتره از همین اول بدونید من از همتون شرمنده‌ترم، بس كه كم‌كارم!
2. این تكه كلام رو از یكی از دستان خوش ذوق و خوش قلم در "انجمن گفتگوی خورشید خاوری" به نام "كاوه" وام گرفتم. متنها و دست‌نوشته‌هاش فوق العادست و من شیفتشون هستم (البته با شفته اشتباهی نگیرید. با هم فرق دارن این دو تا!!!).
3. این پانوشت خیلی زیاد شد (حرف اضافی)!

نوشته شده در یکشنبه 28 شهریور 1389 ساعت 02:04 ب.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام
وااای. خواب عجب چیز نازیه!!!
خب به دلیل بی‌خوابی مزمن و اینكه محسن سه روز بی خواب بود (!)، مختصر و مفید میگم بهتون.
  • امروز كار ترجمه یك متن خیلی مفید رو شروع كردم.
  • یك سری كارهایی در اینترنت انجام دادیم، كه باز بعدا توضیح میدم خدمتتون.
  • و حدود سه ساعت و نیم جلسه‌های پشت سر هم نجومی داشتیم.
  • از اون آقا هم خبری نیست. فرستادن ایمیل آخرین كاری بود كه می‌تونستم بكنم.

برای فردا:
  • باید برم آموزشگاه زبان برای ترم جدید ثبت نام كنم. به شدت نیاز دارم كه قابلیت ترجمم رو خوب كنم.
  • باید ترجمه رو ادامه بدم و حداقل نصفش رو ترجمه كنم!
  • مقداری از مطلب كار تیمی رو كه دوست خوبم دوباره بهم رسوندش رو بخونم.
  • و در نهایت یك سری مطالب خاص نجومی رو تنظیم كنم كه میشه گفت یكی از مهمترین كارهای فرداست كه باید حتما به بچه‌ها برسونمش.






تا فردا ...
شب خوش.
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در یکشنبه 28 شهریور 1389 ساعت 01:57 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام دوستان
به به! می بینم كه آنچه گذشت‌هام دو رقمی شدن. پیش به سوی سه رقمی شدن! 
و اما نتیجه اولین جنگ پول و تنبلی هم مشخص شد. زور پول بیشتر بود! اینكه من هیچ پولی برای دادن نداشتم، به این نتیجه كمك كرد. پس توصیه میشه اگر شما هم میخواین این طرح رو انجام بدین، حتما مبلغ رو طوری تنظیم كنید كه احتمال نداشتن توانایی در دادنش حداقل در بعضی اوقات باشه. تا در فشار قرار بگیرید.
در روزی كه گذشت:
  • زنگ زدم به اون آقا. بالاخره یكی گوشی رو برداشت و گفت اشتباهه. نهایتا ناچار شدم برم سراغ آدرس ایمیلی كه ازشون باقی بود و ازشون بخوام راه تماسی بهم بدن. هنوز كه خبری نیست.
  • مطلب كار تیمی رو گم كرده بودم. هرچی دنبالش گشتم پیداش نكردم! می‌دونم بوك ماركش كرده بودم. ولی توی بوك مارك بزرگی كه دارم نتونستم پیداش كنم. دوباره از دوستم میگیرمش.
  • مطلب بیمه رو یك مقداری مطالعه كردم، كامل هنگ كردم. خیلی سخت بود. نهایتش به این نتیجه سیدم كه بد نوشته شده. خیلی پیچیده بود. حالا با یكی از دوستان كه در این زمینه وارد هست، مشورت می‌كنم.
  • ترجمه مناسبی پیدا نكردم. یك نمونه هم كه به نظر میومد مناسب بود، زمانی بود كه باهام كار داشتن و دیگه وقتی برای انجامش نبود.
  • اما یك اتفاق و كار هیجان‌انگیز در این روز اتفاق افتاد كه چون همچنان در حال بررسی و تكمیل هست، در نسخه‌های آینده آنچه گذشت یا در یك پست مخصوص به خودش در موردش میگم. فوق العاده هیجان انگیز و كمكی برای گسترش فعالیت‌هام میتونه باشه. 
خب الان دارم میرم روستا. كسی نمیاد؟ آنچه گذشت بعدی میفته برای شنبه شب به احتمال زیاد.
پس منتظرم باشید.





روز خوش.
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در پنجشنبه 25 شهریور 1389 ساعت 11:18 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام
یك روز دیگه هم گذشت.
این بار این عكس پایینی تقریبا منم:



خب امروز قالب جدید رونمایی شد. اسمش رو گذاشتم "پسری در خورشید". قالب‌های بعدی رو كه ببینید، حتما خوشتون میاد. چون به این مربوط میشن.
همونطور كه از پست قبلی پیداست كامل تو شوك بودم (بهانه بنی اسرائیلی)!!!
ولی خب دیگه فكر نكنم بتونم از این بهانه ها بیارم. چون برام گرون تموم میشه!
به پیشنهاد یكی از دوستان (كه نمی‌دونم می‌تونم اسمی ازش بیارم یا نه)، قرار شد این طرح "آنچه گذشت" رو یك كم خشن‌ترش بكنیم! به این شكل من برای فردا برنامه ریزی می‌كنم. اگر انجام دادم كه هیچ. اما اگر انجام ندادم ... واویلااا!!!
قرار شد اگر كمتر از 70 درصد برنامه‌هایی رو كه در نظر گرفتم رو انجام ندم، در مورد یكی از چیزهایی كه برام ارزش داره، خودم رو جریمه كنم! پول، اینترنت، تفریح یا هر چیز دیگه‌ای كه برام ارزش زیادی داره.
فعلا قرار شد جریمه من این باشه كه اگر كمتر از 70 درصد از كارها رو انجام ندادم، 1000 تومن بریزم به حساب بهترین دوستم (پسرخالم محمد)!!!
توهین نكن آقا! خانم با شما هم هستم.
می‌دونم تو ذهنتون چی میگذره و چی میگین با خودتون. اما یك كم فكر كنین. خوبه هاااااا!!! 

و اما برنامه فردا:
  • باید حتما یك بار دیگه شانسم رو برای پیدا كردن اون آقای گمشده امتحان كنم.
  • باید یك مقدار از مطلب انواع بیمه نامه‌ها رو بخونم.
  • باید یك مقدار از مطلب كار تیمی رو كه یكی از دوستان داده بخونم. ممكنه در آینده نیاز بشه.
  • و باید حداقل سعی كنم كه یك ترجمه انجام بدم.




حالا تا ببینیم چی میشه. زور تنبلی بیشتره، یا پول؟!!!
شب خوش.
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در چهارشنبه 24 شهریور 1389 ساعت 01:36 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

گوگل همیشه باعث تعجبم شده.
دیدین توی فیلم‌ها نشون میده ... دوقلوهایی كه دقیقا شبیه هم هستند؟ مثلا بعد از اونقدر سال همدیگه رو می‌بینن ... یك كم به هم خیره میشن ... یك بار سر اینور ... یك بار سر اونور .......


امروز رفتم توی گوگل ببینم كلمه "جوینده" رو كه سرچ كنم، چی میاد. وبلاگم چندمین نتیجه میفته.
رفتم دیدم هشتم میشه، ولی همینجور كه داشتم نگاه می‌كردم وبلاگی كه توی رتبه دوم نظرم رو جلب كرد. حدس می‌زنین اسمش چی بود؟
"جوینده!!!" (وبلاگ ایشون رو می‌تونید در اینجا ببینید)
رفتم داخلش، شدم عینهو همون فیلمها. یك كم خیره شدم ... یك سر اینور، یك سر اونور ... و بعد هم شروع كردم به گشتن توی وبلاگ. نویسنده اساسا اطلاعاتی از خودش به جا نگذاشته بود. رفتم تاریخ پست‌ها رو چك كردم، دیدم اولیش مال خرداد 86 هست.
چیزی كه برام خیلی جالب بود، تعریفی بود كه ایشون از جوینده بودن خودش توی پست اول وبلاگش داشت:
  • جویندگی یعنی چی؟ جوینده یعنی کی؟ جوینده یعنی کسی که از دار دنیا یه دل هوایی شده داره و به قول شاعر رشته ای بر گردنش افکنده دوست! کسی که از زمین و زمان "نه" شنیده و حالا هیچی غیر از "اون" راضیش نمی کنه. جوینده یعنی کسی که همه چیزش یه جستجو ی معنویه و زندگیش آمیخته با جنبه‌ی معنوی حیات شده. خلاصه بگم، جوینده یعنی عاشق. 
    اما جویندگی یعنی .... خوب یعنی این طوری بودن!!! یا این مدلی زندگی کردن! اهلش هستید؟ پس بیایید ادامه بدیم! 
    از خیلی چیزا می خوام بگم، از فکرهام در مورد چیستی انسان، جلوه های روزمره، ساده و در عین حال عجیب خدا در مسائل زندگیمون و ... .
تعریف ایشون با تعریف من متفاوت بود. البته می‌دونم كه میگید تعریف تو چیه! حالا اینو بعدا میگم بهتون.  بعد از نوشتن این پست، برای ایشون توی وبلاگش پیغام میگذارم.
به هر حال ایشون پیشكسوت هستند! باید دعوتشون كنم به وبلاگ چند هفته ای خودم. البته قضیه جوینده بودن من مال این چند هفته نیست و دوستان میدونن كه از اوایل سال 87، حدودا یك سال بعد از ایشون شروع شد. تو انجمن ارواح. یادمه این نام مستعار تو حمام و بعد از دیدن یك فیلم به همین نام به ذهنم خورد(1).

لازم دیدم برای اینكه دوستانِ من و ایشون گیج نشن كه بالاخره جوینده كیه و دوستشون رو اشتباه نگیرن این پست رو بدم. امیدوارم در آینده من و ایشون دوستای خوبی برای هم باشیم و بتونیم با هم همكاری داشته باشیم.

می‌دونم كه ایشون بعد از خوندن پیغامم، به این وبلاگ میاد و سری میزنه.
پس خطاب به ایشون میگم:
"سلام رفیق، از اینجا یك كم در موردم بخون. یعنی یك كم كه نه، هرچی بوده نوشتم. اینجا هم میتونی از فعالیت‌هام بخونی. ببین اگر شبیه هستیم، با هم همكاری كنیم!"






خوش باشید.
جوینده.
یا حق.

پ.ن:
1. این خودش ماجرایی داره كه بعدا توی یك پست مفصل در مورد حمام و فواید تفكری حمام براتون میگم!

نوشته شده در سه شنبه 23 شهریور 1389 ساعت 06:14 ب.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام
مختصر و مفید میگم.
متاسفانه وقت زیادی برای نوشتن این پست  ندارم.
توی روزی كه گذشت فقط جزوه‌های با ارزش یكی از استادام رو كه تایپ كرده بودم رو آماده كردم.
به نظر ساده میاد، ولی اینطور نیست. كلی زحمت داشته و هنوزم داره!
رصد خارج از شهر هم حداقل فعلا كنسل شد. پس طبیعتا از گزارش رصد هم خبری نیست.




روز خوش.
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در سه شنبه 23 شهریور 1389 ساعت 01:19 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

رفتم اخبار رو چك كنم تا ببینم ماجرای این قرآن سوزون و اهانت و ... چیه؟
توی گوگل كه سرچ كردم، دیدم ای بابا ... !!!
نمی‌دونم بگم یا نگم. تا حالا سرچ كردین ببینین چه خبره؟
قبل از این سرچ با خودم می‌گفتم فقط به قرآن اهانت نشده بود، كه اونم شد. اما بعد از یك جستجوی كوچیك نظرم كلا عوض شد.
جالبه كه این ماجرا نسخه‌های وطنی هم داره. البته عرب‌های شاید محترم و كشورهایی كه مثل همین ایران خومون مثلا مسلمون بودن هم، از این قافله عقب نموندن. تنها تفاوت این نسخه آمریكایی اینه كه دیگه به آخرین حد گستاخی رسیده بود ... 

قرآن

اون نسخه‌های جالب وطنی و عربی اهانت رو كه دیدم، فهمیدم مشكل كار كجاست. یعنی حداقل من اینطور فكر می‌كنم. ماجرا همینه: "به مگس كه رو بدی، میگه می‌خوام تو باند فرودگاه فرود بیام"!!!
وقتی خودمون احترام نمی‌ذاریم، از بقیه چه توقعی هست؟ از دشمن و مخالف چه توقعی هست؟؟؟ ... 

خبرها رو كه مرور می‌كردم دیدم یكی از كسایی كه این كار رو كرده بود، هدفش رو این عنوان كرده بود كه به همه نشون بده كه اسلام دین سازش و صلح و گفتگو نیست. نگرانم از عكس‌العمل خیلی‌ها. نگرانم اتفاقات بدی كه ممكنه بیفته، این حرف ایشون رو به همه ثابت كنه. و همه باور كنن این موضوع و عقیده و باور رو، حتی اگه حقیقت نداشته باشه ...

منشور كوروش

رفتم اخبار رو چك كنم كه ببینم، اون لوح استوانه‌ای رو كه منشور كوروش روش حك شده.
هنوز با هیجان دنبال می‌كردم موضوع رو كه خوندن این متن تمام اشتیاق و هیجانم رو از بین برد:
"منشور كوروش برای مدت 4 ماه در ایران حضور خواهد داشت!!!"
اینقدر با ارزشه كه هیچ جوری نمی‌تونن برای همیشه منشور پادشاه سرزمینمون رو بهمون پس بدن. هیچ‌جوری نمی‌تونن میراث بزرگان كشورمون رو از اروپایی‌ها پس بگیرن.
یادم افتاد یك زمانی روی رودكی و بوعلی سینا و بزرگای ایران هم دست گذاشته بودند و می‌گفتند ایرانی نیستند و فلان جایی و فلان جایی هستند.


چیزی به ذهنم اومد. یك مقایسه كوچیك بین وضع فعلی منشور كوروش و قرآن كریم.
واقعا كدومشون با ارزش‌تر بودن؟!!!
اگر واقعا ارزش قرآن رو به غربی‌ها و اروپایی‌ها نشون می‌دادیم و تو این زمینه تمام تلاشمون رو می‌كردیم، آیا الان بیشتر از منشور كوروش ارزش نمیداشت؟
پس بیاید اونقدر ارزش قرآن رو بهشون نشون بدیم. تا بگیرنش و دیگه پسش ندن!
شرمنده‌ام از برچسب‌هایی كه مجبور شدم برای این پستم تعیین كنم. نام قرآن كنار اون كلمات عذابم میده. شرمنده‌ام.
قرآنی باشیم و عظمت قرآن رو به همه نشون بدیم.





اقتدار و سعادت را برای تو، ایران و اسلام عزیز آرزو دارم.
روز خوش.
جوینده.
یا حق.

نوشته شده در دوشنبه 22 شهریور 1389 ساعت 01:05 ب.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام دوستان
هفت روز از اجرای این طرح گذشت.
از طرح راضی هستم، اما از خودم نه. شاید بگید زمانی می‌تونی از این طرح راضی باشی كه از خودت هم راضی باشی. یعنی طرحت جواب داده باشه.
اما من فكر می‌كنم طرح خوبه و نیاز به زمان داره تا جواب بده. منم نیاز به زمان دارم تا بهش عادت كنم و سازگار بشم با تلاش و فعالیت زیاد.

این بار عكسی برای گذاشتن ندارم. عكسی كه بذارم و بگم من امروز اینجوری بودم.
توی روزی كه گذشت همه جور كاری انجام دادم. از انتخاب واحد عجیب غریب شانسی، تا قصد ترجمه‌ای كه زورم بهش نرسید!
امروز باز هم بیشتر روی وبلاگ كار می‌كردم. یك كارایی برای افزایش آمار بازدید وبلاگ و زیاد شدن مهمونای سایت انجام دادم كه فكر می‌كنم خیلی خوب گرفته.
از اون آقا هم خبری نیست. اساسا دنبالش رو هم نگرفتم!

این اولین باره كه بین دو تا سری از "آنچه گذشت"ها مطلبی رو نگذاشتم.
به احتمال زیاد فردا با بچه‌ها برای رصد بریم خارج شهر. باید دید منم رفتنی میشم یا نه.
برای فردا سعی می‌كنم مطلب مربوط به "بازاریابی بیمه" رو بخونم(1). ممكنه به زودی كلاس‌های آموزشیش شروع بشه. می‌خوام با آمادگی شركت كنم.

در ضمن قالب روز دوشنبه همونطور كه می‌بینید كدگذاری شد و روی وبلاگ قرار گرفت.




امیدوارم فردا روز بهتری باشه.
روز خوش.
جوینده.
یا حق.


پ.ن:
1. مشروط به اینكه برنامه رصد و كارهاش، وقتم رو پر نكنه.

نوشته شده در دوشنبه 22 شهریور 1389 ساعت 01:04 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

سلام دوستان
جدیدا مشكلی پیش نیومده براتون؟ بعد از ماه رمضون منظورمه. من كه كامل هنگ كردم. آخرش نفهمیدم بخورم یا نخورم؟!

خب، این عكس‌های پایینی دقیقا خودِ خودِ خودمم (البته مال دو روز پیشه، اما تازه رسیده دستم):

در حال رصد با دوچشمی


خب من هنوز موفق به پیدا كردن گمشده مورد نظر نشدم. پس مسلما از چایی و گپ با رئیس جمهور هم خبری نیست(1)!
امروز كار خاصی جز تلاش برای پیدا كردن همین آقا نداشتم. گوشیش رو جواب نمیده!
البته گزارش رویت هلال رو هم همونطور كه قول داده بودم، آماده كردم و گذاشتم.
یك قالب جدید هم برای وبلاگ گذاشتم كه می‌تونید ببینید. این قالب مخصوص روز یكشنبه هست. همونطور كه گفتم از این به بعد برای هر روز هفته، یك قالب به خصوص خواهیم داشت.

فردا روز انتخاب واحد دانشگاهمه. پس فكر كنم همه كارهام تعطیل باشه. با این حال سعی می‌كنم كارهای دیگه‌ای رو هم انجام بدم و مقداری از خمودگی و تنبلی یكی دو روز گذشته دربیام.






شب خوش.
جوینده.
یا حق.


پ.ن:
1. رجوع شود به پست "آنچه گذشت 3"!!!

نوشته شده در یکشنبه 21 شهریور 1389 ساعت 01:21 ق.ظ توسط محسن الهامیان نظرات | |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت
********************
********************