دست نوشته های جوینده
بهترین تلاش برای بهترین بودن
درباره وبلاگ


محسن الهامیان، مدیر فروشگاه علم بازار ElmBazar.com هستم و در زمینه های علمی (نجوم) فعالیت دارم. من کار گروهی رو خیلی دوست دارم و سعی می کنم که یکی از بهترین اعضای تیم باشم. سعی می کنم خلاق باشم و کارهایی رو انجام بدم که به پیشرفت خودم، دوستانم، بشریت و آینده کمک کنه!

مدیر وبلاگ : محسن الهامیان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شاید روزی برسه که به محض آشنا شدن با مفهوم جدیدی در زندگیمون، سعی نکنیم اون رو به شکل خود روشنفکر پندارانه ای، به هر چیزی ربطش بدیم ... از مقدس ترین چیزها تا خاک بر سری ترین هاشون و ... در نهایت خدای نکرده نرسیم به ادعای کشف "نظریه همه چیز"!

مثلا ارتباط اطلاعات تازه کسب شدمون در مورد فراماسونری یا نحوه درست کردن املت قارچ یا برخورد و حضورمون در یک بلای طبیعی یا ... با شیوه فعالیت ادیان و فرقه های مذهبی و نحوه رانندگی داغونمون تو خیابون ها و توضیح علت سبک لباس پوشیدن "حنا دختری در مزرعه" و علت بهانه گیری ژینوس دختر دایی هوشنگ و دختر بازی های امیر (دوست هفت خطمون) و پیرو اون ... می دونید که به کجا میرسه دیگه؟!

شاید روزی برسه که جنبه دریافت اطلاعات جدید، ظرفیت پذیرش بدون جار و جنجالشون و تو چشِ ملت فرو نکردنشون رو داشتیم و تا با چیزی برخورد کردیم با این جمله شروع نکنیم به تحویل دادن مزخرفاتِ این سبکیمون به ملت:
"به نظرم زندگی هم مثل همین ..."

البته که ارتباطی بین برخی چیزها وجود داره، اما خوبه که گندشو در نیاریم و تند نریم!




ادامه مطلب


نوع مطلب : دست نوشته‌های من، هذیان‌نوشته‌های یک محسنک، 
برچسب ها : جوینده، محسنک، هذیان نوشته، هذیان نوشته های یک محسنک، زندگی هم مثل،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 15 دی 1392
محسن الهامیان
داشتم به این فکر می کردم که چرا باید یه همچین احتمالاتی در مورد ما وجود داشته باشه:
* اینکه صبح که از خواب پا میشیم و میریم برای شستن صورتمون، با خیس شدن پامون تو دمپایی دستشویی، آنچنان دادی بکشیم سر اعضای خانواده که صبحِ همه به جای "خیر"، "زهر مار" بشه و این بشه بزرگترین مسئله و چالش زندگیمون تو اون لحظه ...
* اینکه صبح که از خواب پا میشیم، یه روز دیگه رو مثل روزهای دیگه به اتمام برسونیم و بزرگترین دغدغه هامون درس و خونه و پول و ... باشه و در بهترین حالت آینده ی زندگیمون داشتن یه زندگی راحت و خانواده ای خوب و اندک اطلاعاتی از جهان وسیع دور و برمون و ثروتی باقیمونده باشه ...
* اینکه صبح که از خواب بیدار بشیم، ببینیم یکی از اعضای خونوادمون رو از دست دادیم و همزمان یاد دعوای دیروزمون باهاش بیفتیم ...
* اینکه صبح از خواب پا نشیم! ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : دست نوشته‌های من، هذیان‌نوشته‌های یک محسنک، 
برچسب ها : احتمالات، ناشایست، هذیان نوشته های یک محسنک، هذیان نوشته، محسنک، جوینده،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 11 دی 1392
محسن الهامیان


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic