دست نوشته های جوینده
بهترین تلاش برای بهترین بودن
درباره وبلاگ


محسن الهامیان، مدیر فروشگاه علم بازار ElmBazar.com هستم و در زمینه های علمی (نجوم) فعالیت دارم. من کار گروهی رو خیلی دوست دارم و سعی می کنم که یکی از بهترین اعضای تیم باشم. سعی می کنم خلاق باشم و کارهایی رو انجام بدم که به پیشرفت خودم، دوستانم، بشریت و آینده کمک کنه!

مدیر وبلاگ : محسن الهامیان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امشب یک نفر مُرد!
مُردن ... مُردن یعنی چی؟
مُردن فقط از کار افتادن علائم فیزیولوژیکی بدنه؟ فقط قطع شدن تنفسه؟ فقط از کار افتادن قلب یا مغز یا ...! فقط ایناست واقعا؟
نه. مُردن میتونه به شکل ها و دلایل دیگه ای باشه. مُردن میتونه از بین رفتن عقاید یک آدم باشه! میتونه از بین رفتن احساسات یک آدم باشه. میتونه قطع شدن یک جریان و روند خوب باشه. امشب یک نفر اینطوری مُرد. امشب 18.5.11 مُرد!
بازم تو همین شب چیزی نمونده بود که یک نفر دیگه هم بمیره. چیزی نمونده بود منم بمیرم! نه به هیچ کدوم از اون دلایل بالا. پس مردن لزوما فقط اون دلایل بالا نمیتونه باشه. نه. مُردن میتونه از بین رفتن تمامیت یک آدم، نابود شدنش، شکستن یک آدم، نا امید شدنش، غصه بیش از حدش و ... باشه. امشب چیزی نمونده بود که منم بمیرم.
بازم تو همین شب ... ... ... وای از این شب. :(


برای اونی که امشب مُرد، ناراحتم و نگران.
یکی از عزیزترین ها ...
یکی از شبیه ترین ها ...
یکی از ...
حسرت داشتنش، حسرت دیدنش در اوج، حسرت بودنش، حسرت نگاهش و حسرت خیلی چیزهای دیگه برای همیشه با من میمونه.
امیدوارم هرجا هست عالی و موفق و از همه مهمتر خوش باشه.
در اوج. 




نوع مطلب : دست نوشته‌های من، 
برچسب ها : مُرد، مُردن، جوینده، مرد، مردن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 23 اردیبهشت 1391
محسن الهامیان
تا الان چند باری شده که پُتک خوردم. خیلی درد داره. خیلی اذیت می کنه!
نزنید لطفا! لطفا ...!

هیچ می دونید منظور از پُتک زدن چیه؟ پُتک زدن به چی؟ چرا؟
منظور پُتک زدن به دیوار خوبی های یک آدمه. یا یک فکر. یا شایدم یک جریان و مسئله! پُتک زدن به تمام نما و برداشتی که ازش در ذهنتون ایجاد کردید.
بذارید واضح تر توضیح بدم.

اکثر ما در برخورد با آدما یا تفکرات و مسائل اینطور برخورد می کنیم. به ازای هر خوبی که از اونها می بینیم، یک آجر میذاریم روی دیواری که بهش میگیم "دیوار خوبی ها"! این دیوار نمایشی از برداشت ما از اون فرد، فکر یا مسئله هست و مسلما هر چقدر بلندتر باشه، ارزش بیشتری داره.

خب تا اینجای قضیه هیچ مشکلی نیست. اما اشکال از اونجایی شروع میشه که ما یک بدی، یک نکته منفی یا هر چیزی که به نظرمون خوشایند نیست رو در این فرد، فکر یا مسئله می بینیم.
اون موقع برخورد ما چی هست؟
هیچی، یک پُتک برمیداریم و می زنیم به دیوار خوبی هاش!
این پُتک اگر کاملا دیوار خوبی هاش رو فرو نریزه، حداقل یک تَرَک یا آسیب جدی وارد می کنه.


یاد بگیریم با دیدن هر بدی، نکته منفی یا مورد ناخوشایندی، تنها یک آجر از روی دیوار خوبی های فرد، فکر یا مسئله مقابلمون برداریم.
یاد بگیریم با دیدن یک مورد ناجور، تمام اونچه که بوده، تمام خوبی هایی که گذشته رو نادیده نگیریم.
یاد بگیریم پُتک نزنیم!




موفق باشید.
جوینده.
یا حق.




نوع مطلب : دست نوشته‌های من، 
برچسب ها : جوینده، دست نوشته، پتک، پُتک، برداشت، واکنش، برخورد، بدی، خوبی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391
محسن الهامیان
منم مثل خیلی های دیگه بودم. منم می گفتم "دست از تکرار کلیشه ها بردار". منم می گفتم "این فقط یک کلیشه بی مصرفه". می گفتم "با کلیشه ها نمیشه کاری رو از پیش برد" و ... . منم می گفتم!

حالا اما مدتیه که اوضاع فرق کرده. تازه متوجه شدم در صدر "ترین" های مفهومی دنیای ما، کلیشه ها قرار دارن. اونا قهرمان های برتر خیلی از حوزه ها هستند.
حقیقی ترین، جالب ترین، سخت ترین، کاربردی ترین و ... خیلی ترین های دیگه، مربوط به کلیشه ها هست.


هیچ رمز طلایی برای موفقیت وجود نداره. تلاش، پشتکار، صبر و امثال اون کلیشه هایی هستند که در حقیقت تنها راه های رسیدن به موفقیت هستند. قانون جذب، خلاقیت، تفکر مثبت و امثال اونها تنها یک سری ابزار کمکی هستند که بدون همون چیزهایی که ما بهشون میگیم کلیشه، هیچ کار ازشون برنمیاد.
آلبرت انیشتنین میگه: "موفقیت یک درصد خلاقیت و 99 درصد تلاش است!"

برای تمام کلیشه های دیگه هم، روال به همین شکله.
اشکال در این هست که >>>ما ظرفیت درک کردن کلیشه ها رو نداریم.<<< درک اینکه معنای واقعی اونها چی هست!
پس کلیشه ها رو نادیده نگیرید لطفا. 


و در نهایت باید به سبک "دادماس" بگم که:
من عاااااااااااشق کلیــــشه هااااااام! شما چی؟ 



خوش باشید.
جوینده.
یا حق.




نوع مطلب : دست نوشته‌های من، 
برچسب ها : جوینده، دست نوشته، کلیشه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
محسن الهامیان
درود بر دوستان خوبم که هیچ وقت نذاشتن این وبلاگ بدون خواننده بمونه.
همیشه برام جالب بوده که این وبلاگ حداقل تعداد بازدید کننده برای هر روزش رو حفظ می کنه و حتی بعضی روزها با افزایش 5 برابری بازدید مواجه میشه.

بازم بعد از مدتها برگشتم. بازم تو آخرین پستم گفته بودم که شاید بیشتر بنویسم، ولی اینطور نشد ... بازم مشغله ها و وابستگی ها و ترس هام از نوشتن، نذاشت که بنویسم.


توی این مدت بازم خیلی اتفاقات افتاد مسلما. من حالا دیگه یک کوهنورد و سنگنورد خیلی خیلی آماتور حساب میشم. مرکز گفتگو حالا دیگه حداقل شخصیت یک سایت مطرح نجومی رو برای خودش کسب کرده و به تازگی اولین سیستم درآمد زایی نجومی رو هم به راه انداخته. درسها اما در وضعیت خوبی نیست.
اما از یک چیز مطمئن شدم از چند روز انتهایی 90 ... امسال شروع دورانی هست که می تونم به معنای واقعی کلمه "زندگی کنم"!

به چند دلیل قصد دارم بنویسم.
یکی اینکه فکر می کنم از این به بعد سوژه های جالب تری برای نوشتن داشته باشم. یکی دیگه اینکه قصد دارم خاطرات دورانی رو که فکر می کنم "شروع دوران من" هست رو ثبت و حفظ کنم. و دیگه اینکه یک جایی خوندم که نوشتن برای افزایش کارایی مغز مفید و لازم هست!
پس منتظرم باشید. امیدوارم بااااز بد قول نشم. 



با آرزوی بهترین ها.
بهترین تلاش برای بهترین بودن.
جوینده، محسنک، ... یا هرچی شبیه اینا. 




نوع مطلب : آنچه گذشت، 
برچسب ها : جوینده، دست نوشته، آنچه گذشت، دوران جدید،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
محسن الهامیان


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات