معرفی سایت

دست نوشتههای جوینده!
هر چیزی كه لازم باشه در مورد من یا وبلاگ گفته بشه، در بخش صفحات جانبی و مطالب خود وبلاگ موجود هست.
لحظات خوشی داشته باشید.
جوینده.
نویسندگان
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز سایت : نفر
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
مطلب رمز دار : آخرین نسخه اصلاح شده طرح "مركز گفتگوی منجمان پارسی زبان" (2)
ارسال در تاریخ شنبه 23 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان
فواید آنچه گذشتها
ارسال در تاریخ دوشنبه 18 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان
سلام دوستان
در طول تمام ترمی كه گذشت، "آنچه گذشت" نوشتم و برنامهریزی كردم. سعی كردم خوب برنامه بچینم و به بهترین شكل عملی بكنم برنامههام رو.
سبكهای مختلف برنامهریزی، از روزانه و هفتگی گرفته تا ماهانه و پولی و آزاد، كه همه و همه فقط برای این بود كه بتونم برنامه بهتری برای پیشرفتم توی تمام زمینههایی كه مد نظرم بود داشته باشم.
برنامههایی كه اكثرا با یك ادعا شروع میشد و قاعدتا باید با یك عمل مناسب و خوب تموم میشد. كه خب در خیلی موارد اینطوری بود و در بعضی موارد هم نه متاسفانه.
قرار نیست این ارسالم خیلی طول بكشه و احیانا یك طومار بلند بالا از فواید آنچه گذشتها بنویسم. فقط چند تا حرف از طرف خودم میزنم، اول، و یك توصیه خیلی ساده هم میكنم به تمام دوستان، آخر!
اول، چند تا حرف از خودم!

هیچ چیز، هیچ چیز، هیچ چیز نمیتونه به اندازه یك برنامه كاری كه روی كاغذ آورده شده یا اینكه به هر شكلی در موردش فكر كردید و جایی ثبتش كردید، توی پیشبرد موفق كارهای شما كمكتون كنه.
نوشتن مداوم برنامهها و امتحان كردن سبكهای مختلفش، بعد از مدتی باعث میشه در این كار مهارت پیدا كنید و در كمترین زمان، بیشترین كار رو انجام بدید. كارهای مختلف و تجارب مختلف رو امتحان كنید و نهایتا زمانی متوجه بشید كه در طول یك روز كارهای بسیار زیادی رو مدیریت، نظارت یا اجرا میكنید، كه از عهده كمتر كسی ساخته هست.
برنامهریزی نوعی مدیریت زندگی فردی هست، پس مطمئنا با برنامه ریزی و آنچه گذشتها، توانایی مدیریتی شما افزایش پیدا میكنه.
این ادعاهایی كه خصوصا در یك وبلاگ میكنید، باعث میشه خیلی ساده اگر انجامش ندید، رسما ضایع بشید و كم جلوه داده بشید در نظر دیگران. برای همین معمولا برنامههایی كه در اینجور جاها میچینید انجام میشن یا به عبارتی مجبور هستید انجامش بدید.
متنهایی كه تحت عنوان آنچه گذشت نوشته میشه خودشون میتونن منبعی از خاطرات شما و محلی برای ثبت تمام اتفاقات، رویدادها و خاطراتی باشه كه ممكنه بعدا فراموشش كنید. با بازگشت به این دست نوشتههای آنچه گذشتی، میتونید به خیلی از افكار، نگرشها، باورها، مشغلههای ذهنی و خاطراتی كه در گذشته داشتید، از نمایی دور نگاه كنید و با توجه به آگاهی جدیدی كه نسبت به اون زمان پیدا كردید، نسبت به اونچه كه انجام دادید، فكر میكردید، احساس میكردید یا باور داشتید، برداشت جدیدی داشته باشید و قضاوت تازهای نسبت به اونچه قبلا داشتید، داشته باشید. (1)
خیلی مهمه كه به اونچه كه در آنچه گذشتها میاد عمل كنید.(2) در این بین ممكنه كمی اذیت بشید و دلتون نخواد یك سری كارها رو انجام بدید. اما این برنامه شماست. قرار نیست همش آسون باشه. مثلا همین الان من اصلا حال و حوصله نوشتن همین متن رو نداشتم، اما چون میدونستم جزء برنامههام هست ناچارا انجامش دادم.
آخر، یك توصیه خیلی ساده!
آنچه گذشتها رو در قالب یك وبلاگ شخصی امتحانش كنید.
به شدت توصیه میكنم.
همین.
شب خوش.
جوینده.
یا حق.
پی نوشت:
1. خیلی عبارت و جمله سختی شد! خیلی!!!
2. خیلی سر این قضیه حساس باشید. بدترین اتفاق میتونه این باشه كه انجام ندادن برنامههایی كه میچینید براتون عادی بشه.
آخر نوشت:
- این ارسال، 77مین ارسال وبلاگم و 33مین مطلب از سلسله مطالب "آنچه گذشتها" بود. عدد 7 عدد مورد علاقه من هست. ارسال 7م وبلاگ رو هم در اینجا ببینید، جالبه!
طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: جوینده، آنچه، گذشت، آنچه گذشتها، برنامه، برنامه ریزی، موفقیت، مدیریت، نجوم، آماتور، آماتوری، كار، فعالیت، تفكر، نگرش، باور، احساسات، احساس، افكار،
دنبالک ها: آنچه گذشتها،
دفترچه خاطرات بشری (سلسله مطالب ایدههای من)
ارسال در تاریخ پنجشنبه 14 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان
مطابق اونچه كه در این ارسال وعده كرده بودم، ایدههایی رو كه خودم قصد انجام دادنشون رو ندارم یا حداقل فعلا وقتش رو ندارم، اینجا میذارم.
برای شرع با "دفترچه خاطرات بشری" شروع میكنم.
مقدمه

"هیچ وقت یادم نمیره. كار همیگشیم همین بود. گاهی روزانه، گاهی چند روز یك بار و گاهی هفتگی یا كمی بیشتر. اما سعی میكردم خیلی عقب نیفته. چون اینطوری خیلی از اتفاقاتی رو كه افتاده بود رو فراموش میكردم و برای همیشه نابود میشدن.
واقعا كه جالبه. الان كه این دفترچهها رو مرور میكنم، كلی خاطره برام زنده میشه. تمام رویاهام، تمام آرزوهام، تمام اتفاقات خوب و بد زندگی، تمام اونچه كه برام اهمیت داشت و تصمیم گرفتم رو تن نحیف كاغد حكاكیشون كنم و بهشون جاودانگی رو هدیه بدم.شادی، غم، خشم، نفرت، گریه، لبخند، بدبیاری، هیجان، خوش شانسی، موفقیت، شكست و، و، و، ... همه و همه، تو قسمت قسمت این دفترها موندگار شدند و الان خاطراتم رو مثل یك فیلم از جلوی چشمام عبور میكنن.
كاش میشد این خاطرات رو با همه مردم دنیا شریك میشدم. دلم میخواد بقیه هم بدونن"
اگر شما هم جزء كسانی هستید كه خاطراتتون رو یادداشت میكنید، ممكنه روزی این صحبتهای بالا رو با خودتون یا با یكی از اطرافیانتون داشته باشید. اشتیاق سهیم شدن لحظه به لحظه زندگی با افراد بیشتر و دونستن نظرشون، دلیلی هست برای خیلی از فعالیتهای موجود در فضای مجازی و خصوصا وبلاگهای شخصی.
از طرفی خوندن خاطرات هر فرد و دنبال كردن زندگی باقی افراد و دونستن در مورد اونها برای اكثریت ما جذاب هست. اینكه بدونی بقیه چطور فكر میكنند، چطور رفتار میكنند، چطور زندگی میكنند. مثل این میمونه كه یك گوشه بشینی و زندگی آدمها رو بدون اینكه كسی متوجهت بشه، نگاه كنی. یك نوع جدید و خاص از آگاهی، كه تجربه فوقالعاده شیرینی هست.
طرح "دفترچه خاطرات بشری" یك وبگاه در فضای مجازی هست كه به هر كاربر امكان میده خاطراتش رو در قالبهای مختلف مثل "موفقیتها"، "شكستها"، "تفكرات"، "نگرشها"، "ملاقاتها"، "اتفاقات مهم" و امثال اونها با بقیه به اشتراگ بگذاره و فقط و فقط از خودش، حالش و اینكه در اون لحظه یا اون اواخر چه میكرده و چه احساسی داشته بنویسه.
جذابیت این طرح در جایی نمود پیدا میكنه كه هجوم دست نوشتهها و خاطرات شخصی افراد، هجوم افكار و نگرشهای مختلف، احساسات متفاوت، رفتارهای متنوع و عملكردهای گوناگون دنیایی از تجربه، ایده و گاها موضوعات عجیب رو ایجاد میكنه كه باعث جذابیت و زیبایی اون فضا میشه.
طرح "دفترچه خاطرات بشری" در پی فراهم كردن شرایطی برای اینچنین دفترچه خاطرات بزرگی هست.
برای این منظور بخشهای زیر جهت توضیح چگونگی و كم و كیف این طرح در نظر گرفته شده:
- اهداف
- اهمیتها
- ضرورتها
- قالب كاری
- سخن آخر
1. اهداف
- ایجاد فضای مشورتی و بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل روزمره
- انتقال و گسترش افكار و ایدههای متفاوت
- ایجاد دفترچه خاطرات شخصی برای هر فرد
- ایجاد دفترچه خاطرات بشری
2. اهمیتها
مشخصا هر فرد از نوشتن خاطرات خودش هدفی رو دنبال میكنه و انگیزههای برای این كار داره. این انگیزه و هدف میتونه تخلیه روانی، ایجاد یك مجموعه شخصی، انتقال افكار، جلوگیری از فراموشی اتفاقات مهم شخصی، خودنمایی و ... باشه. تمامی این هدفها و انگیزهها در "دفترچه خاطرات بشری" در سطحی وسیعتر و با بازدهی بیشتر قابل پیگیری هست.
3. ضرورتها
برای برخی افراد با مشغلههای كاری خاص یا شرایط ویژه امكان نوشتن خاطرات (بنا به هر دلیل و انگیزهای) موجود نیست. در عصر تكنولوژی و دنیای انسانهای مشغول، افراد بسیاری به این شرایط دچار میشوند. با توجه به فراگیر شدن و در دسترس بودن فضای مجازی در اكثر نقاط، "دفترچه خاطرات بشری" میتونه به راحتی این مشكل و شرایط ویژه رو از سر راه افراد برداره. چند دقیقه وقت آزاد، لپتاپ، تبلت، كامپیوتر یا گوشی موبایل، اینترنت، دفترچه خاطرات بشری! به همین سادگی.
4. قالب كاری
بدون شك قالب كاری دفترچه خاطرات بشری در ابتدا، تنها نقطهای برای شروع هست. اما به مرور زمان گسترش پیدا میكنه و امكانات و ویژگیهای بسیار بیشتر و وسیعتری پیدا میكنه.
با این وجود قالب كاری ابتدایی این طرح به این شكل خواهد بود.
- دفترچه خاطرات شخصی
به عبارتی اكانت و پروفایل فردی هر كاربر كه در اون خاطرات و اتفاقات روزمرش رو مینویسه.
- دفرچه خاطرات بشری
مجموع اتفاقات و خاطرات روزمره كاربران در یك دفترچه. با این هدف كه مشخص شود در روزی كه گذشت، هر فرد چه كرده است.
5. سخن آخر
بدون شك این طرح اشكالات و ابهاماتی داره. اما با كمی فكر روش میتونه موضوع خوبی برای فعالیت بشه و كلكسیون فوقالعادهای ایجاد كنه. ضمن اینكه لازم هست به وسیله سیستم خاصی ترتیبی داد تا زمانبندی خاطرات ذكر شده، به صورت دقیق انجام بشه.
و البته مطمئنا تا حالا متوجه شدید، كه این طرح حداقل در ابتدای راهش، هیچ سود مالی برای مجریان اون نخواهد داشت.
باز هم تكرار میكنم كه چنانچه مایل به انجام این طرح هستید یا میخواید نكتهای به اون اضافه كنید و پیشنهادی دارید و یا به هر شكل مایل به صحبت كردن در این مورد هستید، میتونید از طریق آیدی یاهو shoma_ham_ham با من ارتباط برقرار كنید.
هرچند كه این طرح در هیچ جایی ثبت نشده، اما مطابق حكم اخلاق و وجدان، كلیه حقوق این طرح متعلق به من هست و شایسته است پیش از انجام آن اجازه بنده رو هم بگیرید.
خوش باشید.
جوینده.
یا حق.
طبقه بندی: ایدههای من،
برچسب ها: جوینده، ایده، طرح، ابتكار، خلاقیت، دفترچه، خاطرات، بشری، دفترچه خاطرات، خاطرات بشری، دفترچه خاطرات بشری، نو، جدید، سایت، مجازی، اینترنتی،
دنبالک ها: ایدههای من،
آنچه گذشت 31 (ترم گذشته، ترم آینده!)
ارسال در تاریخ یکشنبه 10 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان
میخوام یك مرور و بازگشت داشته باشم به اونچه كه در ترم تحصیلیای كه گذشت، گذشت!(1)

تمام طول ترمی كه گذشت رو برنامهریزی كردم بر اساس اونچه كه در آنچه گذشتها ارائه شد عمل كردم؛ یا حداقل سعی كردم اینطور باشه. دنبال كردن شیوههای مختلف برنامهریزی، از آزاد گرفته تا پولی و هفتگی و ماهانه، كه همه و همه فقط به خاطر این بود كه با برنامهریزی مناسب، بتونم كارایی خودم رو بالا ببرم و تعداد بیشتری از اهدافم رو عملی كنم. این اهداف میتونستند كوچیك و كوتاهمدت باشند، مثل یكی از كنفرانسهای درسهام، و میتونستن بزرگ و بلندمدت باشند، مثل كسب مقام در جشنواره "برترین وبگاههای نجومی پارسی زبان".
چیزی كه در این بین مهمه اینه كه اگر داری از همچین سیستمی استفاده میكنی، یا اینكه نه، به هر شكل اگر بعد از مدتی خواستی برگردی و بخشی از زمانی رو كه گذشته نگاه كنی، راضی باشی. بدونی كه تلاشت رو كردی. حداقل مقداری تلاش كردی و وقتت رو به بطالت نگذروندی. اون چیزی كه بودی و اون پتانسیل و توانی رو كه داشتی رو واقعا عرضه كردی و با تمام توان قدرتنمایی كردی.
حالا، الان كه برمیگردم به قبل و از جایگاه حال (آینده گذشتهای كه داشتم!)، به گذشته نگاه میكنم، تقریبا راضی هستم و خب حداقل خودم فكر میكنم كه مسیری كه طی كردم رو به پیشرفت و ترقی و تعالی بوده. اگر چه كه در برخی موارد اصلا از خودم راضی نبودم.
كاری كه باید در نظر داشته بام انجامش بدم و همین كار رو هم میكنم، اینه كه به فكر قویتر كردن نقاط قوتم و راه چارهای برای نكات منفیم باشم. اگر توی زمینهای خوب بودم، بهتر بشم و اگر توی زمینهای خوب نبودم، دنبال راهی برای جبران و اصلاحش باشم.

با این حساب، در یك نگاه كلی، ترمی رو كه گذشت در زمینههای مختلف كاری و فعالیتهام بررسی میكنم تا ببینم چقدر راضی بودم. كجا خوب بودم و كجا خوب نبودم. به طور كلی در 4 حوزه "دانشگاهی و درسی"، "نجومی"، "وبلاگ" و "فراروانشناسی" حداقل میخواستم كه فعالیت داشته باشم. نتیجه نهایی در ترمی كه گذشت، به این شكل بود:
- دانشگاهی و درسیخب این بخش از فعالیتهام، قسمتی بود كه بدون تعارف گند زدم!!!برنامهریزی نادرست، تنبلی بیش از حد و بیتوجهی باعث شد كه وضع درسیم در ترمی كه گذشت، به هیچ وجه مناسب نباشه. البته آموزشگاه زبان رو خوب گذروندم و مثل ترمهای قبل كنفرانسهای خوبی رو ارائه كردم، اما در متحانات پایان ترم عملكردم اصلا خوب نبود. خیلی ساده از زیر درس خوندن در رفتم و امتحانات خیلی سادهای رو نمره پایین گرفتم و حتی رد شدم!قصد داشتم یك وبلاگ كوچیك گروهی با بچههای دانشگاه آزاد و رشتم (روانشناسی بالینی) ایجاد كنم كه خب فكر میكنم راه انداختنش یك كم بدون برنامه و آیندهنگری بود و شروع نشده، تموم شد!
- نجومیاین قسمت بخشی بود كه همونطور كه انتظار میرفت عالی بودم. خیلی عالی پیشرفت كردم و اعتباری برای خودم بدست آوردم. با یك حضور تاثیرگذار و پر سر و صدا به آسمان مهر برگشتم و درست مثل اولین بار كه وارد آسمان مهر شدم، موجی از هیجان و روحیه رو به گروه تزریق كردم. به عنوان دبیر انجمن كاندید شدم كه قسمت نبود و انتخاب نشدم. اما همچنان تاثیرگذار و پر نفوذ در گروه باقی موندم و كارم رو با باشگاههای ماهانه ادامه دادم. باشگاههایی كه دستم بود خیلی افتضاح شروع شدن و یكی دو نمونه اول اصلا خوب نبود. اما با استفاده از خلاقیتی كه همیشه داشتم، تونستم طرحی نو دراندازم و حال و هوای تازهای به باشگاهها بدم! در این بین جشنواره "برترین وبگاههای نجومی پارسی زبان" هم بود، كه تونستم مقام پنجم رو بیارم در بین وبلاگها. در انتهای كار هم به عنوان دبیر اجرایی طرح "مركز گفتگوی منجمان پارسی زبان" كارم رو ادامه دادم و هنوز در حال پیگیری هست.(2)
- وبلاگاین قسمت هم كه اگر خواننده وبلاگ بوده باشید، میدونید دقیقا چطور گذشت. در یكی دو تا مسابقه اینترنتی شركت كردم. كه مهمترینشون همون جشنواره "برترین وبگاههای نجومی پارسی زبان" بود كه همونطور كه قبلا گفتم، در بخش وبلاگها پنجم شدم. چندین طرح رو برای سبكهای مختلف نوشتههایی كه در وبلاگ میذارم، در این مدت دنبال كردم، كه از این قرار بودند:
- آنچه گذشتهاكه بیشتر حجم وبلاگم رو به خودشون اختصاص داده بودند و شامل برنامهریزیها و فعالیتهام بود. در مورد این بخش وبلاگ مفصلا در ارسالی جداگانه مینویسم. حرفایی برای گفتن دارم.
- مجموعه سوالات رایج نجوم آماتوریكه به بهانه "جشنواره برترین وبگاههای نجومی پارسی زبان" ایجاد شدند و باعث شدند برای اولین بار دست به قلم ببرم، نجومی!
- دستنوشتههای مندل نوشتهها، مغز نوشتهها، كیبورد نوشتهها ...!!!
- مطالب علمی منتا حالا كه یكی بیشتر نبود، كه اونم از روی یك فیلم مستند بود.
- تو چیكار كردی؟!!!قرار بود بیشتر باشه، اما خب تا حالا یك نمونه بیشتر نبوده.
- ایدههای منهنوز كه هنوزه قراره راه بیفته. كمی مردد هستم در این مورد.
- وبلاگ گروهی روانشناسی بالینیكه به دلیل حضور حماسی دوستان، پا نگرفت!
- فراروانشناسیكمكارترین بخش فعالیتهام. البته اگر قرار بود مثل بخش درسی كار كنم، اما همون بهتر كه كار نكنم، همون بهتر كه كار نكردم!!!(3)البته دوستان آگاهند كه در این زمینه در حال شنا یاد گرفتن و دورخیز كردن هستم. دوستان میدونند منظورم رو. پس برید از دوستان بپرسید. دوستان ... دوستان ...!!!

در آینده نزدیك دو ارسال مفصل در قالب آنچه گذشتها، یكی در مورد خود ماهیت این ارسالها و یكی در مورد برنامه طولانی مدتم برای ترم آینده، مینویسم.
این نوشتهها لزوما قرار نیست جذاب باشه. میدونم خودم اینو. بیشتر یك برنامهریزی شخصی و ادعانامههایی هستند تا مجبور باشم فعالیت بیشتری بكنم.
خوش باشید.
جوینده.
یا حق.
پ.ن:
1. اینجور جملههای عجیب غریب رو دوست دارم!
2. دو پست رمزدار در مورد این طرح هست. به محض اینكه طرح به مرحلهای از قطعیت برسه، عمومیش میكنم و میگم در موردش براتون.
3. یك جمله قصار دیگه از من. كم كم باید به فكر جمع كردن جملات قصارم بیفتم!! شایدم یك طرح براش تو وبلاگم راه انداختم!!!


طبقه بندی: آنچه گذشت،
برچسب ها: جوینده،
مطلب رمز دار : آخرین نسخه اصلاح شده طرح "مركز گفتگوی منجمان پارسی زبان"
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان
خوشمزهترین الگو!
ارسال در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان

اون واقعا یك انسان فوقالعاده بود. همه آرزو داشتند مثل اون باشند. هیبتِ چهرش و قامت بلندش هر كسی رو مجذوب خودش میكرد و هوش سرشارش همه رو در هر زمینهای مغلوب میكرد. اون همیشه بهترین تصمیمها رو میگرفت و اشتباهاتش نزدیك به صفر بود. استعداد ذاتی اون در كنترل عناصر چهارگانه ... .
اه. بسه دیگه! هرچی هیچی نمیگم، پرروتر میشه و همینجور ادامه میده. ما رو ... فرض كرده!!! 

چیزی بهشون نگی ادعای ... هم میكنن! متنفرم از این داستانای آبكی و اغراقآمیز و این شخصیتهای شبهپیغمبر! جومونگ هم بعضی جاهای زندگیش، به معنای واقعی گند میزنه.
من عاشق شخصیتهای دستیافتنی هستم. الگوهای من آدمهای واقعی هستن. به شبه پیغمبرها كاری ندارم! اگر هم بر فرض باشه، كار من نیست. الگوی من باید معقول و دستیافتنی باشه. باید طوری باشه كه وقتی زوایای زندگیش رو بررسی كردم، امیدی به رسیدن بهش داشته باشم. بدونم كه اگر مرد میدون باشم، میشه بهش رسید. نه اینكه نا امید بشم و برم تو تخیلات.
یكی كه موفقیتهای زیادی داشته باشه، اما بعضی جاها گند زده باشه، بعضی جاها مثل احمقها رفتار كرده باشه، بعضی جاها اصلا استعداد كار كردن نداشته، بعضی جاها كودن به نظر رسیده باشه، بعضی جاها موفق نشده، بعضی جاها بد آورده و ...! ترجیحا اگر یكی دو تا مشكل مادرزادی هم داشته باشه كه دیگه از همه بهتر!!! اینطوریش خوبه. 

من به این نوع الگوها، میگم الگوهای خوشمزه!
یك سری آدمهای عادی كه با تمام محدودیتهایی كه داشتن، به واسطه تلاش و پرورش نقاط قوتشون و بهبود نقاط ضعفشون، آدمهای موفقی بودند. این افراد به هیچوجه خاص نیستند!

الگوهای خوشمزه زیادن، اما خوشمزهترین الگوی من كسی نیست جز، آلبرت اینشتین بزرگ.
موفقیتهای اینشتین كه گوش فلك رو كَر كرده و نیازی به گفتن نداره. پس میریم سراغ قسمتی كه من دوسش دارم و نقاط تاریك و بعضا زشتی كه توی زندگی آلبرت هست. نقاط و بخشهایی از زندگیش كه باعث شده با در نظر گرفتن موفقیتهاش و جمع ماحصل بودنش در این دنیا، تبدیل به خوشمزهترین الگوی من بشه. ببینید:
- یكی از مشهورترین جنبههای كودكی اینشتین این است كه او خیلی دیرتر از بچههای معمولی صحبت كردن را آغاز كرد. طبق ادعای خود اینشتین او تا سه سالگی صحبت كردن را آغاز نكرده بود و بعد از آن هم حتی تا سن نه سالگی به سختی صحبت میكرد.
- برخی همچون خدمه منزل اینشتین، او را كند ذهن میدانستند.
- آلبرت برای تمام كردن درسهایش، در مدرسه شبانهروزی مونیخ ماند و پس از آنكه تنها توانست یك ترم را تمام كند در بهار سال 1895 دبیرستان را رها كرد.
- یك سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد كردن مسئولین مدرسه به اینكه به واسطه یك گواهی پزشكی به او مرخصی بدهند مدرسه را ترك كرد و این بدان معنا بود كه انیشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه كسب نكرد.
- در آزمون ورودی موسسه فدرال پلیتكنیك زوریخ (كه امروزه به ETH زوریخ شهرت دارد) اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد.
- نامههایی كه اینشتین به خویشاوندان خود نوشته و در دانشگاه عبری بیتالمقدس نگهداری میشود، مشخص میكند كه انیشتین معشوقههای بسیاری داشته، كه با دو تن از آنان ازدواج كرده است. (1)
- اینشتین در نامههایش به همسر دومش السا و دختر وی مارگوت ادعا میكند كه زنان توجه بسیاری به وی میكنند.
- یكی از معشوقههای او كه یك برلینی سرشناس به نام اتل میچانوسكی است، بیان داشته كه اینشتین وی را تا انگلیس تعقیب كرده و این كار او غیرقابل تحمل بوده است.
- بیماری اسكیزوفرنی ادوارد پسر اینشتین به شدت وی را آزار میداد و او بارها گفته بود بهتر بود ادوارد هیچگاه به دنیا نمیآمد.
- حافظه اینشتین در به یادآوری چیزهای معمولی ضعیف بوده است. او یكی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود.
- اینشتین چندان به سر و وضع ظاهری خود اهمیت نمیداد و حتی از پوشیدن جوراب متنفر بود.
- اینشتین قبل از ازدواج یك فرزند نامشروع داشت! در سال 1980 از طریق نامههای خصوصی اینشتین یكی دیگر از رازهای این نابغه بر ملا شد. او یك دختر از رابطهای نامشروع با شاگرد سابق خود Mileva Marić داشت. كسی كه بعدا با او ازدواج كرد. در سال 1920 یك سال قبل از ازدواج آنها نام كودك را Lieserl نهادند. كودكی كه اینشتین هرگز او را ندید و از سرنوشت او هیچ خبری در دست نیست.
- روابط اینشتین با پسر بزرگش هاتس، بسیار نامناسب بوده است و اختلافات زیادی با یكدیگر داشتهاند.
باقی اینها بمونه.
دیگه بیشتر از این حرفی نمیزنم. شما رو با تفكرات خودتون تنها میذارم و نتیجهگیری رو به خودتون واگذار میكنم.
منابع:
- وبگاه ویكیپدیا wikipedia
- وبگاه دانشگاه علوم پزشكی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی http://www.sbmu.ac.ir
- وبگاه حضرت والا، مامبو جامبو http://mumbojumbo.ir
پیروز و سربلند.
جوینده.
یا حق.
پ.ن:
1. یادآوری میكنم كه همچین مسئلهای در عرف جامعه ما، اگر به باطل شدن شناسنامه فرد منتهی نشه، حداقل با مختل كردن كل زندگی، مجال موفقیت و موفق بودن رو از فرد میگیره!
طبقه بندی: دست نوشتههای من،
برچسب ها: جوینده، اینشتین، انیشتین، آلبرت، فیزیك، كوانتوم، نسبیت، خاص، عام، مدرن، پیشرفته، جدید، موفقیت، الگو، دانشمند،
مطلب رمز دار : اصلاحیات پیشهادی در طرح
ارسال در تاریخ شنبه 2 بهمن 1389 توسط محسن الهامیان
تبلیغات
