تبلیغات
دست نوشته های جوینده - به چه امیدی؟!
دست نوشته های جوینده
بهترین تلاش برای بهترین بودن,, خوش آمدید,, ممنون میشم من رو در جریان نظراتتون قرار بدید. :)
img img img img
درباره سایت
مشاهده مطالب سایت

درباره سایت

درباره ما

محسن الهامیان، مدیر فروشگاه علم بازار ElmBazar.com هستم و در زمینه های علمی (نجوم) فعالیت دارم. من کار گروهی رو خیلی دوست دارم و سعی می کنم که یکی از بهترین اعضای تیم باشم. سعی می کنم خلاق باشم و کارهایی رو انجام بدم که به پیشرفت خودم، دوستانم، بشریت و آینده کمک کنه!
img img img img
سخن روز
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.
‐ حضرت علی علیه‌السلام
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان.
‐ دکتر علی شریعتی
آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.
‐ مترلینگ

امکانات سایت

مطالب سایت

img img img
دوشنبه 17 آبان 1389 ساعت 10:26 ب.ظ
صبحی رفته بودم تبلیغات كارگاه آموزشی نجومی رو توی دانشگاه اسمشو نبر بزنم! ساعت 12:30 ظهر، من خودم رفتم تبلیغات رو زدم، كارهاش رو انجام دادم، یك كلاس سنگین رو صبح داشتم، گرسنه هستم، خسته‌ام و حالا اومدم با تمام این شرایط یك تبلیغ مربوط به یك كارگاه رایگان رو برای دانشجویان دانشگاهشون بزنم. چون خیلی سریع كنده میشه تبلیغات اگر هماهنگی نكنیم، رفتم تا باهاشون صحبت كنم. بعد از كلی این در و اون در و دنبال كار رو گرفتن، قرار شد پشت یكی از تبلیغات بنویسن كه زدن این تبلیغات ایرادی نداره.
طرف برداشت به من گفت فقط تو بوردها بزنین. گفتم شما خودتون بهتر می‌دونید، زدن توی بوردها فایده نداره. كسی نگاه نمیكنه. به علاوه نصف بوردها قفل شدن! چطور تبلیغ بزنم؟ ....
بعد از كلی كلنجار رفتن قرار شد روی دیوارهای آجری بزنم و جاهایی كه گچی نیست. اصرار داشتن روی گچ‌ها بزنم كنده میشه گچ‌های دیوار. حالا هی بیا براشون توضیح بده كه بابا این چسب كاغذیه، كنده نمیشه!
نهایتا قبول كردم و قرار شد فقط روی دیوارهای گچی رو نزنم. متنی رو روی برگه تبلیغات نوشتند و من هم راضی از اتاق اومدم بیرون و پیروزمندانه تبلیغ پشت‌نویسی شده رو دادم به نگهبان.
نگهبان نگاهی كرد و گفت، اینكه دیگه نیازی به نامه گرفتن نداشت. برید بزنید. تعجب كردم و متن پشت تبلیغات رو خوندم. نوشته بود:
تبلیغات این برگه ها بالامانع می‌باشد، فقط در بوردها.

ساعت 13:00 ظهر، من خودم رفتم تبلیغات رو زدم، كارهاش رو انجام دادم، یك كلاس سنگین رو صبح داشتم، گرسنه هستم، خسته‌ام و دارم با خودم میگم من احمقم كه دارم برای اینا كار می‌كنم. حیف از تلاش برای این ...!




خوش باشید.
جوینده.
یا حق.
نظرات
ارسال نظر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
img